آرامش عمیق در گردشگری: سفری ماجراجویانه در دل آب­‌های خروشان

نویسنده: David Fennell
گردشگری دروازه‌ای به آرامش ژرف
آرامش عمیق در گردشگری
این مطلب نوشته اندیشمند گرانقدر David Fennell است که در سال 2023 در کتاب Tourism as a pathway to hope and happiness منتشر شده است. فنل استاد مطالعات جغرافیا و گردشگری در دانشگاه Brock کاناداست.

دیوید فنل در این نوشتار به موضوع دست‌یابی به آرامش عمیق از طریق گردشگری می‌­پردازد. اون برای نوشتن این مقاله، سفر انفرادی یک‌­هفته‌­ای را بر روی رودخانه تِماگامی‌ کانادا با قایقی پارویی (کانو) انجام می‌­دهد. با این مقدمه، خلاصه‌­ای از یافته­‌های فنل را در ادامه تقدیم شما می‌­کنیم.

صلح امروز به یکی از موضوعات محبوب و مهم در مطالعات گردشگری بدل شده است. با این حال، بیشتر پژوهش‌ها، صلح را ابزاری برای فهم میان‌فرهنگی، عدالت و حقوق بشر، یا مسئله‌ای مرتبط با امنیت و توسعه اقتصادی می‌دانند و کمتر به جنبه‌های فردی آن پرداخته‌اند. در این نوشتار، به دنبال پر کردن این خلأ، به بررسی صلح درون‌فردی یا همان آرامش عمیق می‌پردازیم.

آرامش عمیق، چیزی فراتر از سکون ساده است؛ «استواری روح» و «قدرت قلب» است، نوعی رهایی متافیزیکی که هیچ نیرویی بر آن چیره نمی‌شود. در حالی که تفکر منطقی، هوشمندی ذهنی را برتر از حکمت می‌داند، حکمت ریشه در «احساس، شهود و ادراک» دارد و ما را به آگاهی حقیقی نزدیک‌تر می‌کند. این حکمت درونی، مانند شناخت عمیق از خود، در آرامش عمیق متجلی می‌شود و منبعی سرشار برای به‌زیستی ذهنی ما فراهم می‌آورد.

به‌زیستی ذهنی، جدا از مسائل اقتصادی، بر احساس شادکامی و رضایت از زندگی تمرکز دارد و نقش تعیین‌کننده‌ای در سلامت روان ما ایفا می‌کند. یکی از منابع مهم این به‌زیستی، طبیعت است. طبیعت‌گردی به ما فرصتی می‌دهد تا از محیط پیرامون لذت ببریم، از فشارهای روزمره فاصله بگیریم، روابط عمیق برقرار کنیم و سبک زندگی سالم‌تری داشته باشیم.

در میان انواع طبیعت‌گردی، فعالیت‌های جسمانی و طاقت‌فرسا در طبیعت—به ویژه ماجراجویی‌های متوسط تا سخت—توانایی منحصر‌به‌فردی در ایجاد آرامش عمیق و افزایش به‌زیستی دارند. رابطه بین گردشگران ماجراجو با طبیعت بیان‌گر نوع جدیدی از سرمایه است که آن را «سرمایه وجودی» می‌نامیم. این سرمایه، در کنار سرمایه اجتماعی («کسانی که می‌شناسیم»)، سرمایه انسانی («دانش ما») و سرمایه روان‌شناختی («هویت ما»)، کیفیت زندگی ما را رقم می‌زند.

در سفرهای ماجراجویانه، سرمایه وجودی نشان می‌دهد که لذت و معنا را می‌توان حتی در فعالیت‌های فیزیکی دشوار مانند دویدن در کوهستان یافت. برای یک دونده کوهستان، تجربه وجودی تجسد یافته است: پیوندی میان خودِ جسمانی و چشم‌انداز پیرامون، منبعی ناب برای به‌زیستی که کاملا شخصی است و تنها کسانی که آن را تجربه کرده‌اند، می‌توانند درکش کنند.

در سفرم بر روی رودخانه تماگامی‌ چنین تجربه‌­ای داشتم. گرچه قایق­‌ران و طبیعت‌­گرد مجربی بودم ولی هیچ­‌گاه تنهایی به چنین سفری نرفته بود. می‌­خواستم بدانم آرامش عمیق چیست و چه ویژگی­‌هایی دارد؟ و آیا از طریق سفر انفرادیِ ماجراجویانه می‌­توانم به این آرامش برسم؟

بعد از تأمل در سفری که داشتم و تحلیل یادداشت­‌هایم به نتایج جالبی رسیدم. متوجه شدم که آرامش عمیق تک‌­بُعدی نیست و تابعی از چندین متغیر است. در ادامه این ابعاد را روشن می‌­کنم و انواع مختلف آرامش شامل عدم آرامش، آرامش سطحی، آرامش متوسط و آرامش عمیق را توضیح می‌­دهم.

در طول این سفر، هیچ‌گونه احساس ناآرامی یا بی‌قراری نداشتم. بخشی از این آرامش احتمالا به تجربه‌ قبلی‌ام در برنامه‌ریزی و اجرای سفر با قایق بازمی‌گشت. چون زمان کافی برای برنامه‌ریزی داشتم، به سفر بسیار فکر کرده بودم. هوای مساعد و انتخاب مکان‌های مناسب برای کمپ هم به ایجاد این آرامش کمک کرد. البته، من سفرهای زیادی قبلا داشتم که در آن‌­ها آرامش کافی نداشتم. شرایطی چون پارگی و نشتی چادر، لباس‌ ناکافی و نامناسب، هم‌سفرهای غرغرو، گم شدن، حشرات مزاحم و مشکلات حمل‌­ونقل همگی در موقعیت­‌های مختلف آرامش من را بر هم زده بودند.

دو موضوع، «مسئولیت‌پذیری» و «فضا، مکان و زمان»، منشأ آرامش سطحی من بودند. مسئولیت‌پذیری، به معنای تعهد به پایداری از طریق خرید اخلاقی و حفاظت از جهان طبیعی، برای من اهمیت ویژه‌ای داشت. حمایت از جوامع محلی و مراقبت از محیط زیست، حس آرامش بیشتری به ما می‌­دهد. فضا، مکان و زمان را در یک گروه قرار دادم، اگرچه می‌توان زمان را جدا کرد، زیرا تفاوت زیادی بین زمان و دو متغیر دیگر وجود دارد. زمان، من را آشفته می‌­کرد. احساس می‌‌کردم که این­ همه دوری از خانه و خانواده، باعث می‌­شود دیگران را با تقبل مسئولیت­‌هایم به زحمت بندازم.

دو موضوع به من آرامش متوسط می‌­داد. نخست، یادگیری و تغییر بود. از سطح فعلی دانش محیط زیستی‌­ام راضی نبودم. احساس می‌‌کردم برای درک بهتر اکولوژی منطقه تماگامی‌ باید بیشتر تلاش کنم. یکی از عناصر اصلی تجربه اکوتوریسم، حضور در طبیعت و یادگیری هرچه بیشتر در مورد محیط­‌های مورد بازدید است. موضوع دیگر، تغییر رویکرد من در مواجهه با جنبه‌های چالشی‌­تر سفر بود. در سایۀ سن، سلامتی و شاید بلوغ فهمیدم که نیازی نیست نقش یک قهرمان را بازی کنم.

پیشنهاد می‌کنیم مقالۀ «ریاکاری و نااصالتی: گزیده‌­ای از اعترافات اکوتوریست­‌ها» را بخوانید.

با این طرز فکر، سلامت و ایمنی را جزء مؤلفه‌­هایی قرار دادم که به من «آرامش متوسط» می‌­دادند. اساسا در سفرهای انفرادی به طبیعت به هر دو عامل نیاز داریم. نباید از مرز توانایی فیزیکی خود عبور و فشار بیش از حدی بر خود وارد کنیم. چالش‌­ها باید متناسب با توانایی­‌هایمان باشد.

چهار عنصر به من آرامش عمیق می‌­داد: دستاورد و مهارت؛ ارتباطات؛ مادی‌گرایی، تجهیزات و برنامه‌ریزی؛ و حالات عاطفی. جنبه‌ای از سفر که بیشترین احساس آرامش را به من می‌­داد ارتباط بود: ارتباط با خود، با دیگران و با تاریخ. حضور در تماگامی‌ به من حس زیارت می‌­داد: بازگشت به دریاچه‌ها و رودخانه‌هایی که قبلا دیده و تجربه کرده بودم. با مرور خاطرات این سفرها، عمق تجربه­‌ام ژرف‌­تر می‌­شد زیرا در هنگام غروب آفتاب بر روی صخره‌ها می‌­نشستم و به آوای طبیعت و صداهای گذشته گوش می‌‌دادم.

به مادی‌گرایی، تجهیزات و برنامه‌ریزی در نظریه و عمل اشارات فراوانی شده است. گردشگران همواره در مورد غذا و تجهیزات وسواس دارند. آن­‌ها تلاش می‌­کنند که به دنیا از دید مادی‌گرایانه و پسامادی‌گرایانه نگاه کنند. من رویکردهای پیش‌مادی‌گرایانه را ترجیح می‌­دهم تا پسامادی‌گرایانه! زیرا ساده­‌زیستی و هماهنگی با طبیعت برای من مهم‌­تر است تا این‌­که خودم را مانند یک قهرمان ببینم [نگرش پیش­‌مادی­‌گرا، برخلاف نگرش مادی­‌گرا، گردشگری را وسیله‌­ای برای ارضای نیازهای لذت­‌جویانه نمی‌­بیند و به دنبال لوکس­‌گرایی و مصرف­‌گرایی نیست. در نگرش پسامادی­‌گرا، گردشگر به ­دنبال تجربه‌­های معنادار، اصیل و پایدار است. نویسنده در اینجا معتقد است که گردشگر پسامادی­‌گرا دوست دارد نقش قهرمانی را بازی کند که به‌­تنهایی قرار است جوامع کمترتوسعه‌­یافته و طبیعت را از شر بدی‌­ها نجات دارد. او برای خود چنین نقشی قائل نمی‌­شود. مترجم]

توصیه می‌کنیم مقالۀ «در دفاع از سفرهای لوکس!» را بخوانید.

در نهایت، با چندین حالتِ احساسی در سفر مواجه شدم. تعداد کمی‌ از این حالت‌ها منفی بودند، مانند تنهایی. البته، به عنوان کسی که عاشق سکوت و تنهایی است، این سفر انعکاسی از شخصیت من بود. کسانی که اجتماعی هستند ولی تمایل دارند در چنین سفرهایی شرکت کنند، بی‌تردید ناهماهنگی شناختی بیشتری را تجربه می‌کنند. حالات مثبت زیادی نیز وجود داشت: احساس توانمندترشدن، آگاهی، الهام، و لذت.

نتیجه­‌گیری

در این سفر یک­‌هفته‌­ای ویژگی‌های آرامش عمیق را بررسی کردم. یافته­‌هایم نشان می‌‌دهد که آرامش حالتی یکنواخت و ثابت نیست، بلکه درجات مختلفی دارد. هدف نهایی این سفر رسیدن به تعریفی از آرامش عمیق بود:

حالتی چندبعدی از بودن که اساس آن غوطه‌وری در فعالیت است و در نهایت به حسی عمیق از هماهنگی درونی، خرد و خرسندی منتهی می‌‌شود.

حالت‌های گوناگونی را که در طول سفر تجربه کردم نشان می‌‌دهد که آرامش عمیق، پدیده‌­ای چندبعدی است. در این تعریف، باید از حالت بودگی یا وجودی به‌ جای حالت ذهنی استفاده کنیم، زیرا آرامش نه فقط ذهنی بلکه جسمانی هم است. وجه دوم تعریف، یعنی غوطه‌وری به ژرفا و شدت تجربه وابسته است و جنبه­‌ای مهم از آرامش عمیق است. معتقدم که آرامش عمیق می‌­تواند حاصل لحظه‌ای کوتاه مانند اتمام یک حمل بار طولانی (سطح خرد)، یک روز طولانی و سختِ پارو زدن (سطح میانه)، یا حتی کل سفر (سطح کلان) باشد. با وجود این، در حالی که آرامش عمیق در زمان و مکان‌های خاصی رخ می‌‌دهد، معتقدم که دست‌یابی به آرامش عمیق در طول کل سفر باید هدف نهایی ما باشد.

ویژگی سوم در تعریف، فعالیت است. تجربه کردن آرامش عمیق در قایق­‌رانیِ انفرادی ممکن است برای قایق‌­رانان مختلف، در شرایط و موقعیت‌های مختلف و بین فعالیت‌های تفریحی گوناگون متفاوت باشد. به عنوان مثال، دستاورد و مهارت ممکن است به مسافران ماجراجو آرامش عمیق‌تری بدهد. در مقابل، اکوتوریست‌­ها ممکن است آرامش عمیق‌تری را از یادگیری و تغییر، ارتباط با طبیعت و مسئولیت­‌پذیری به­‌دست آورند.

هماهنگی یعنی همگامی‌ یا انطباق بین ما و جهان طبیعی. خرد درونی هم به معنای خودآگاهی از طریق کوک کردن و تنظیم عواطف، حس‌ها و شهودمان است. سفر انفرادی برای روح خوب است زیرا لایه‌های درهم‌­­تنیده خویشتن ما را در غیاب دیگران کنار می‌­زند و افکار و اعمال ما را به صورت عریان نشان می‌­دهد. مواجهه با خود گرچه ممکن است در قامت یک نعمت رخ نماید، می‌­تواند چالش بزرگی نیز باشد زیرا ته­‌مایه و درون­‌مایه ما را عیان می‌­کند. این­‌که در انتهای سفر، شادی اصیل را حس می‌­کنیم یا می‌­هراسیم یا آن‌­که عمیقا مأیوس می‌­شویم، مقوله‌­ای مهم و قابل­‌اعتناست.

ویژگی نهایی در تعریف، خرسندی است که ارتباط مستقیمی‌ با آرامش دارد. با این حال، ما می‌‌توانیم در شرایط مختلفی احساس شعف کنیم. مثلا هم حفظ هم تخریب یک چشم‌­انداز ممکن است برای ما رضایت‌­بخش باشد. ولی اینجا منظور ما، رضایت یا شادی‌ای است که به بهای شادی و رضایت دیگران به­‌دست نیامده باشد. به همین دلیل است که وجود خرد درونی (آگاهی) و هماهنگی در کنار خرسندی ضروری است. می‌‌توانیم از طریق خرد درونی (آگاهی از خود و محیطی که در آن هستیم) و هماهنگی (رفتار کردن به نحوی که از جهان طبیعی محافظت کنیم) خرسند شویم.

جدیدترین‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.