توسعه گردشگری میتواند رویکردی مؤثر برای احیای مناطق روستایی باشد؛ رویکردی که با ایجاد فرصتهای شغلی تازه و افزایش سطح درآمد، در نهایت به کاهش فقر یاری میرساند. در این میان، ساکنان محلی نقشی تعیینکننده دارند، زیرا میزان حمایت یا مقاومت آنها در برابر توسعه گردشگری بهطور مستقیم بر رشد اقتصادی، بهبود کیفیت زندگی، تبادل فرهنگی، حفاظت از محیطزیست و تقویت هویت و انسجام اجتماعی اثر میگذارد. در واقع، حضور و مشارکت فعال جامعه محلی بهعنوان بازیگر اصلی این فرایند، شرط اساسی پایداری و موفقیت هر برنامه گردشگری به شمار میآید.
با توجه به تنوع و پیچیدگی ذینفعان در جوامع روستایی، بروز چالشها و مشکلاتی همچون تخریب خانهها، تملک اجباری زمین و توزیع نابرابر منافع گردشگری امری رایج است. این مسائل میتواند نگرش ساکنان نسبت به گردشگری را دگرگون کند و به ایجاد تعارض میان جامعه محلی و کسبوکارهای فعال در این حوزه بینجامد. برای نمونه، برخی ساکنان ممکن است علیه پروژههای گردشگری به نهادهای دولتی شکایت کنند یا حتی جاذبههای گردشگری منطقه را تحریم نمایند. چنین تعارضهای آشکاری تهدیدی جدی برای توسعه گردشگری در نواحی روستایی به شمار میرود. با وجود تلاش مقامات دولتی برای مدیریت این تنشها، در بسیاری از موارد منافع و دغدغههای واقعی ساکنان نادیده گرفته میشود و مشکلات بدون پاسخ یا حلنشده باقی میماند.
اما ماجرا به این مشکلات آشکار ختم نمیشود. در پسِ تعارضهای قابلمشاهده، غالبا نوعی نارضایتی پنهان و مقاومت خاموش نیز در میان ساکنان روستایی شکل میگیرد. از آنجا که جامعه محلی اغلب در تصمیمگیریهای کلان گردشگری سهمی ندارد، منافع آنان نادیده گرفته میشود و این بیتوجهی بستر تعارضهای زیرسطحی و مخالفتهای غیرعلنی را فراهم میکند. چنین تنشهایی معمولا در قالب رفتارهای مخربِ خفیف بروز پیدا میکند؛ برای نمونه، ساکنان ممکن است آگاهانه برخی مقررات و ضوابط را رعایت نکنند یا عمدا قواعد موجود را زیر پا بگذارند تا روند فعالیت کسبوکارهای گردشگری را مختل سازند.
پیشنهاد میکنیم مقالۀ «پیش به سوی گردشگری پساسرمایهداری» را بخوانید.
اگر این تعارضهای پنهان بهدرستی مدیریت نشوند، ممکن است پیامدهای بسیار جدیتری بهدنبال داشته باشند و حتی به رویاروییهای شدید و خشونتآمیز منجر شوند. بنابراین شناسایی و رسیدگی به این تعارضها برای جوامع روستایی ضرورتی اساسی است تا بتوان از بروز درگیریهای آشکار و شدیدتر پیشگیری کرد. در این میان، پرسش اصلی آن است که چه عواملی زمینهساز شکلگیری چنین تعارضهایی در جوامع روستایی میشود و این فرایند دقیقا چگونه رخ میدهد؟ یافتن پاسخ برای این پرسشها میتواند راه را برای مدیریت کارآمدتر تعارضها و تقویت همزیستی میان ساکنان محلی و دیگر ذینفعان گردشگری هموار سازد.
نگرش و رفتار ساکنان نسبت به توسعه گردشگری روستایی
ساکنان محلی بهعنوان بازیگران اصلی در جوامع گردشگری روستایی، از فعالیتهای گردشگری بهطور مستقیم تأثیر میپذیرند. عواملی مانند حس تعلق و وابستگی به جامعه، همراه با اثرات مثبت اقتصادی، محیط زیستی و اجتماعیفرهنگی ناشی از توسعه، نقش مهمی در شکلدهی به رفتار آنان دارد. با این حال، توسعه گردشگری میتواند پیامدهای منفی قابل توجهی نیز به همراه داشته باشد؛ پیامدهایی که اغلب به بروز تنشهای روانی، مقاومتهای پنهان و حتی درگیریهای رفتاری میان ساکنان، کسبوکارهای گردشگری و نهادهای دولتی میانجامد. در واکنش به چنین تعارضهایی، ساکنان ممکن است به اقداماتی همچون اعتراض، بستن جادهها یا مسدود کردن جاذبههای گردشگری متوسل شوند. این وضعیت میتواند به بیثباتی مقصد بینجامد و در نهایت به تصویر و شهرت گردشگری منطقه آسیب برساند.
فرایند تکامل تعارض اجتماعی معمولا پنج مرحله دارد: تقابل بالقوه، درگیری شناختی، قصد تعارض، رفتار تعارضی و در نهایت نتیجه تعارض. تعارض پنهان معمولا مرحله آغازین این فرایند است و به دلیل ماهیت درونی، حسی و ادراکیِ خود بهسختی قابل شناسایی است. در مقابل، تعارض آشکار به درگیریهای قابلمشاهده در مقیاس متوسط یا بزرگ اطلاق میشود و پیامدهای متفاوتی برای ذینفعان به همراه دارد. تعارض پنهان اغلب در قالب احساسات و واکنشهای منفی ساکنان، در سطح فردی و در طول فرایند توسعه گردشگری روستایی ظاهر میشود. نارضایتی از کیفیت پایین توسعه گردشگری، بیتوجهی یا کمکاری دولت و مدیریت ضعیف شرکتهای گردشگری از جمله عواملی است که میتواند زمینهساز بروز چنین تعارضهای پنهانی باشد.
در فرایند توسعه گردشگری روستایی، تعارض معمولا در سه مرحله شکل میگیرد: تقابل بالقوه، درگیری شناختی و قصد تعارض. تقابل بالقوه زمانی رخ میدهد که قراردادهای ناعادلانه میان کسبوکارهای گردشگری و دولت، نارضایتی ساکنان را برمیانگیزد و به اختلافات نگرشی میان آنان و دو طرفِ دیگر قرارداد دامن میزند. درگیری شناختی هنگامی شکل میگیرد که افراد از وجود تعارض آگاه میشوند؛ برای نمونه، مدیریت ضعیف یا توزیع ناعادلانه منافع میتواند ساکنان را متوجه پایمال شدن حقوقشان کند و این آگاهی به نگرانی و تنش منجر میشود. قصد تعارض نشاندهنده تمایل ساکنان به بروز رفتارهای تقابلی است؛ در این مرحله ممکن است نارضایتیهای خود را آشکارا بیان کنند، اما هنوز دست به اقدامات مخربِ مستقیم علیه شرکتهای گردشگری یا دولت نمیزنند. در مقابل، تعارض آشکار بسیار ویرانگرتر است و غالبا با مشاجره یا درگیریهای فیزیکی همراه میشود که میتواند فعالیت جاذبههای گردشگری را مختل کرده و پیامدهای سنگینی برای مقصد به دنبال داشته باشد.
تعارضهای گردشگری در جوامع روستایی در سطح کلان معمولا ناشی از مجموعهای از عوامل پیچیده است. نظامهای سیاسی ناپایدار، تخریب محیط زیست، توزیع ناعادلانه منافع اقتصادی و بیگانگی یا انزوای فرهنگی میتوانند تنشهای قابلتوجهی میان ذینفعان محلی ایجاد کنند. در چنین شرایطی، تضاد منافع میان بازیگران مختلف مانند دولت، ساکنان محلی و کسبوکارهای گردشگری تقریبا اجتنابناپذیر است. عدم هماهنگی، کمبود نظارت مؤثر، تمرکز صرف بر سودآوری شرکتهای گردشگری و مشارکت ناکافی جامعه محلی، همگی عواملی هستند که به بروز و تشدید تعارض در این جوامع دامن میزنند.
مفهوم سرمایه اجتماعی بهطور مؤثری وضعیت تعارض در جوامع گردشگری روستایی را منعکس میکند و نشاندهنده روابط اجتماعی و میزان اعتماد و همکاری بین اعضای جامعه است. پیر بوردیو، جامعهشناس برجسته فرانسوی، این سرمایه را مجموعهای از منابع واقعی یا بالقوه میداند که از طریق شبکههای اجتماعی شکل میگیرد و به افراد کمک میکند تا به اهداف خود دست یابند، مشکلات جمعی را حل کنند و از فرصتهای موجود بهرهبرداری نمایند. نظریه سرمایه اجتماعی به روابط اجتماعی مبتنی بر منافع مشترک تأکید میکند و میگوید که این روابط تنها به ساختارهای نهادی محدود نمیشوند، بلکه به جنبههای ذهنی و احساسی انسانها نیز وابستهاند. تقویت این سرمایه در جامعه میتواند نقش اساسی در مدیریت تعارض ایفا کند و بر نگرش ساکنان نسبت به توسعه گردشگری اثر بگذارد.
برعکس، گسست شبکههای اجتماعی باعث میشود که ساکنان برای بهدست آوردن منافع بیشتر به جان هم بیفتند. در چنین موقعیتهایی، تعامل منفی بین مردم، کسبوکارهای گردشگری و دیگر ذینفعان، باعث تغییرات عمدهای در روابط اجتماعی میشود. ساکنان کمکم به این نتیجه میرسند که باید برای حقوق خود بجنگند. این احساسات بهطور خاموش در میان آنها انباشته میشود و در نهایت، تعارض و نارضایتی به شکل مخربی توسعه گردشگری روستایی را تحت تأثیر قرار میدهد. برای مثال، نهادهای غیررسمی، مانند غرفههای غیرقانونی، معمولا از طریق چشموهمچشمی شکل میگیرند. هنگامی که این نهادهای غیررسمی با سیاستها و مقررات رسمی در تضاد قرار میگیرند، تنشها افزایش مییابد. عواملی همچون انحراف نهادهای رسمی، کمبود دانش گردشگری، ضعف شبکههای اجتماعی و کاهش اعتماد میان ساکنان، همگی احتمال بروز درگیری و تعارض را افزایش میدهند.
توصیه میکنیم مقالۀ «زنان کارآفرین غیررسمی در روستاهای گردشگری: قربانیان عقاید سنتی یا نظامهای رسمی؟» را بخوانید.
برای جلوگیری از تعارضهای پنهان و کاهش تنشها، لازم است هنجارهای نهادی تقویت شده و قوانین و مقررات شفاف در حوزه گردشگری روستایی تدوین شود. دولتها باید در مراحل اولیه توسعه گردشگری، به ویژه از طریق قانونمند کردن فرایندها، اعتماد میان ذینفعان را تقویت کنند. متأسفانه، فرایندهای نظارتی موجود غالبا تحت تأثیر مداخلات سیاسی قرار میگیرند و مقامات دولتی بیشتر از منافع شرکتهای بزرگ گردشگری حمایت میکنند. از این رو، ایجاد کانالهای ارتباطی مؤثر برای ساکنان ضروری است تا بتوانند نگرانیها و درخواستهای خود را مطرح کرده و بازخورد لازم را بهموقع دریافت کنند. علاوه بر این، گسترش آموزشهای اخلاقی و تشویق به رفتارهای معقول در میان ساکنان میتواند از اقداماتی که به منافع کل جامعه روستایی آسیب میزند، جلوگیری کند.
شبکههای مشارکت محلی نیز باید تقویت شوند. تعارضهای پنهان معمولا زمانی رخ میدهند که ساکنان بهعنوان ذینفعان اصلی نادیده گرفته شوند. این گسست شبکهای میتواند اعتماد به دولت محلی و شرکتهای گردشگری را به شدت کاهش دهد و مردم را به سمت روشهای غیررسمی برای بیان مطالبات خود سوق دهد. ازاینرو، توانمندسازی ساکنان روستا شرط اساسی است. روستاها میتوانند با تشکیل شوراهای گردشگری، ارتباطات میان دولت، شرکتهای گردشگری و دیگر ذینفعان را تسهیل کنند. این شوراها میتوانند با برگزاری جلسات منظم، مشکلات و چالشهای بالقوه را شناسایی و راهحلهایی پیدا کنند. تماسهای منظم میان دولت و کمیتههای گردشگری محلی میتواند به درک بهتر نیازهای ساکنان و حل مشکلات کمک کند. برگزاری جلسات با ساکنان پیش از تصمیمگیریهای مهم در زمینه توسعه گردشگری روستایی نیز میتواند در مشارکت بیشتر آنها در این فرایند مثمرثمر باشد.
از سوی دیگر، ایجاد اعتماد میان ذینفعان یکی از پیشنیازهای اساسی توسعه گردشگری است. در بسیاری از موارد، تعارضهای پنهان به دلیل بحران اعتماد میان ساکنان و شرکتهای گردشگری و نهادهای دولتی به وجود میآید. توسعه گردشگری باید بر پایه دموکراسی و همکاریهای متقابل بنا گردد و اعتماد میان ذینفعان از طریق همکاریهای سودمند تقویت شود. نهادهای دولتی باید با فساد و سوءاستفاده از قدرت در فرایند توسعه گردشگری مقابله کنند و شوراها و کمیتههای محلی نیز باید منافع ساکنان را بر منافع شخصی اولویت دهند.
پیشنهاد میکنیم مقالۀ «توانمندسازی زنان در گردشگری: فرصت یا فریب؟» را بخوانید.