اثرات اقتصاد اشتراکی بر خرد­کارآفرینی گردشگری

نویسنده: دکتر کوروش اسفندیار
کارآفرینی خُرد نیروی محرکۀ مقصدهای گردشگری و تقویت رقابت‌پذیری
خردکارآفرینی در گردشگری و اقتصاد اشتراکی
این مطلب اقتباس فصل کتابی با عنوان The impact of the sharing economy on tourism microentrepreneurship است که توسط کوروش اسفندیار، جعفر باپیری و سالار کهزادی نوشته شده است. این فصل بخشی از کتاب Handbook of Tourism Entrepreneurship است که در سال 2024 توسط انتشارات Edward Elgar منتشر شده است. دکتر اسفندیار استاد دانشگاه Edith Cowan استرالیاست. آقایان باپیری و کهزادی نیز استادیار دانشگاه کردستان هستند.

انقلاب دیجیتالی موجب ظهور اقتصاد اشتراکی آنلاین شده‌ است، جایی که مردم می‌توانند دارایی‌ها، خدمات، کالاها و داده‌ها را مبادله و به اشتراک بگذارند. این پدیده اشتراک‌گذاری که به آن «مصرف مشارکتی» نیز گفته می­‌شود، صنعت گردشگری را نیز تحت تأثیر قرار داده است. افزایش محبوبیت پلتفرم‌های آنلاین مانند Airbnb نشان‌دهنده تأثیر فزاینده اقتصاد اشتراکی بر همه بخش‌های گردشگری و مهمان‌نوازی است و به ظهور دسته جدیدی از کارآفرینان به نام کارآفرینان خُرد منجر شده است.

خردکارآفرینان در گردشگری، افراد یا کسب‌وکارهای کوچک گردشگری با حداکثر پنج نفر کارمند هستند. این افراد یا کسب­‌وکارها، تور، اقامت، غذا، و حمل‌ونقل را به گردشگران ارائه می‌دهند. آن‌ها عمدتا با نام میزبان، راهنما یا بلد محلی شناخته می‌شوند و در صنعت به‌­ندرت از اصطلاح کارآفرین خُرد برای اشاره به آن‌­ها استفاده می‌­شود. مشابه سایر صاحبان کسب‌وکار، کارآفرینان خرد نیز فرصت‌ها را به مفاهیم قابل‌فروش تبدیل می‌کنند و با اختصاص منابعی مانند پول، زمان و تلاش، کسب­‌وکار خود را راه‌اندازی می‌کنند.

کارآفرینی خرد نیروی محرکه‌ای مقصدهای گردشگری و تقویت رقابت‌پذیری است، زیرا می‌تواند با بهره‌برداری از دارایی‌های بلااستفاده مانند اتاق‌های اضافی درآمد مازاد ایجاد کند و تجربه‌های شخصی و اصیل ارائه دهد. برای مردم محلی که به فعالیت گردشگری مشغول­‌اند، کارآفرینی خرد به معنای خوداتکایی، معاش و فرصت‌های شغلی بیشتر است. در واقع، کارآفرینی خرد ظرفیت نوآوری مقصدهای گردشگری را با افزایش کارایی و تولید خروجی بیشتر ارتقاء می‌­دهد.

از نظر گردشگران محصولات خردکارآفرینان منحصربه‌فردند. این محصولات توجه گردشگران متفکر را جلب می‌کنند و به مقصدهای گردشگری مزیت رقابتی نیرومندی می‌دهند. پیش از توسعه فناوری و رشد اقتصاد اشتراکی، تنها گردشگران ماجراجو مایل بودند و فرصت داشتند از مسیرهای معمول گردشگری دور شوند و مستقیما با مردم محلی تعامل کنند. با توجه به افزایش تعداد کارآفرینان خرد در اقتصاد اشتراکی، اکنون گردشگران عادی نیز می‌توانند مکان‌های بکر و تازه را کشف کنند، از مردم محلی مشاوره بگیرند و با خواندن نظرات سایر مسافران، تجربه‌های اصیل و معنادار را در مقصدهای واقعی پیدا کنند.

کارآفرینی خرد در صنعت گردشگری در سایه توسعه روزافزون پلتفرم‌هایی مانند Airbnb محبوبیت دوچندانی پیدا کرده است. این کارآفرینان محصولات متنوع و مکملی را به صنعت (رسمی و سنتی) گردشگری ارائه می‌دهند و اگرچه مدت‌ها به‌عنوان ذی­‌نفع درگیر گردشگری بوده‌اند، در سال‌های اخیر، به دلیل پیشرفت‌ فناوری و پلتفرم‌های اقتصاد اشتراکی آنلاین، نقش پررنگ‌­تر و اثرگذارتری ایفا کرده­اند.

انواع کارآفرینی خرد مبتنی بر اقتصاد اشتراکی

پیشرفت‌ فناوری­‌‌های دیجیتال، امکانات جدیدی برای تعامل به ما داده است. در سایه این پیشرفت‌ها، شکل مالکیت از خصوصی به اشتراکی تغییر کرده است. در گذشته، از عبارت اقتصاد اشتراکی تنها برای به اشتراک گذاشتن دانش استفاده می­‌کردیم، اما اکنون همه می‌­توانیم نقش فعالی در ارائه طیف متنوعی از خدمات داشته باشیم؛ می‌توانیم دارایی‌های ملموس (مانند خانه و ماشین) یا ناملموس خود (مانند مهارت‌، دانش و زمان) را به اشتراک بگذاریم و کسب‌وکار شخصی خود را تأسیس کنیم.

توصیه می‌کنیم مقالۀ «آینده صنعت گردشگری در عصر هوش مصنوعی» را بخوانید.

به کسب‌وکارهایی که بر روی پلتفرم‌های اقتصاد اشتراکی ایجاد می‌­شوند، به‌طور کلی کسب‌وکارهای خرد می­‌گویند و افرادی که در این کسب‌وکارها هستند را کارگران گیگ (gig)، فریلنسر یا کارآفرین خرد می­‌نامند. تشکیل و تمایل فزاینده به استفاده از پلتفرم‌های اقتصاد اشتراکی به رکود اقتصادی سال ۲۰۰۸ بازمی‌گردد. در این دوره، افرادِ بسیاری شغل خود را از دست دادند و در شرایط مالی دشواری قرار گرفتند. این وضعیت باعث شد که بسیاری از آن­‌ها برای تأمین معاش خود به اقتصاد اشتراکی روی آورند. هدیه پلتفرم‌های اشتراکی به این افراد آزادی و انعطاف‌پذیری بود. خردکارآفرینان غالبا اقتصاد اشتراکی را به اقتصاد سنتی ترجیح می‌­دهند زیرا در این اقتصاد، کارآفرینان به سرمایه اولیه کمتری نیاز دارند و معمولا مالیات پرداخت نمی‌کنند. دلیل دیگر، گسترش سریع‌تر فناوری در اقتصاد اشتراکی است که فعالیت خردکارآفرینان را تسهیل می­‌کند.

اقتصاد اشتراکی در بخش­‌های متنوعی ورود کرده است. مدل شانه عسل Owyang حوزه­‌های فعالیت اقتصاد اشتراکی را برای ما ترسیم می­‌کند. نسخه اولیه این مدل شامل شش بخش بود: کالا، حمل‌ونقل، غذا، خدمات، فضا و پول. اویانگ در سال ۲۰۱۴ شش بخش جدید به این مدل اضافه کرد: بهداشت، لجستیک، نیازهای شرکتی، خدمات عمومی، خدمات شهری، و خدمات آموزشی. اخیرا، او با افزودن بخش‌های جدید، نسل سوم مدل شانه عسل اقتصاد اشتراکی را معرفی کرده است. این بخش‌ها عبارتند از حمایت از کارگران، خدمات آنالیز و تحلیل شهرت، و خدمات مربوط جابه‌­جایی و تحرک.

با توجه به ماهیت خرد اکثر کسب‌وکارهای گردشگری و مهمان‌نوازی، این بخش یکی از حوزه­‌های جذاب و کلیدی برای پلتفرم‌های اقتصاد اشتراکی است. حمل‌ونقل (Uber)، غذا (Eatwith)، خدمات راهنمای تور (ToursByLocals)، و اقامت (Airbnb، Couchsurfing) متداول‌ترین پلتفرم‌های اقتصاد اشتراکی در گردشگری هستند. پلتفرم‌های تأمین مالی جمعی (مانند Kickstarter) و پیش‌فروش محصولات و گجت‌های سفر و پلتفرم‌هایی مانند Renttherunaway برای اجاره لباس و اقلام سفر را نیز می‌­توانیم به این فهرست اضافه کنیم.

انگیزه‌های خردکارآفرینان گردشگری برای پیوستن به اقتصاد اشتراکی

انگیزه نیرویی درونی یا بیرونی است که ما را به سمت رفتار خاصی سوق می‌­دهد. درک انگیزه برای توجیه، پیش‌بینی و شکل‌دهی به رفتار خرد­کارآفرینان در اقتصاد اشتراکی مهم است زیرا انگیزه این گروه عامل مهمی برای بقا و رونق پلتفرم‌های اشتراکی است. بیشتر محققان انگیزه‌های مصرف‌­کنندگان این اقتصاد را بررسی کرده‌اند و به انگیزه­‌های خردکارآفرینان آن­‌چنان توجه نکرده‌­اند.

دانشمندان به‌طور مکرر از نظریه «خودتعیین­‌گری» برای تبیین انگیزه‌های حضور در اقتصاد اشتراکی استفاده کرده‌­اند. بنای نظریه خودتعیین­‌گری بر این است که نیازهای روان‌شناختی اولیه ما از جمله نیاز به احساس شایستگی (تسلط و رشد)، خودمختاری (استقلال و مالکیت) و ارتباط (تعلق و ارتباط)، ما را تشویق می‌­کند تا رفتارهای خاصی را بروز دهیم. بر اساس این نظریه، انگیزه‌های کارآفرینان خرد برای پیوستن به اقتصاد اشتراکی می‌تواند بر روی پیوستاری از انگیزه‌های درونی تا بیرونی قرار گیرد. زمانی که از انجام فعالیتی رضایت درونی داریم، یعنی از انجام آن لذت می­‌بریم، انگیزه درونی داریم. ولی انگیزه‌های بیرونی ناشی از محرک­‌ها و مشوق­‌های خارجی است، یعنی به دنبال هدفی ابزاری مانند کسب درآمد یا شهرت هستیم. عوامل بیرونی، مانند کسب درآمد، نقش غالب‌تری در تصمیم‌گیری برای پیوستن به اقتصاد اشتراکی دارند.

بیشتر گونه‌­شناسی‌­های موجود، انگیزه‌های پیوستن به اقتصاد اشتراکی را ذیل عوامل منفعت­‌طلبانه، لذت‌جویانه، اجتماعی و اخلاقی (یا توسعه پایدار) دسته‌­بندی کرده‌­اند. به‌عنوان مثال، Belk می‌­نویسد که عوامل کارکردی (مانند بقا) و نوع‌دوستانه (مانند مهربانی) افراد را تشویق می‌­کنند تا چیزها را با هم شریک شوند. وی همچنین بین اشتراک‌گذاری واقعی و شبه‌اشتراک‌گذاری تمایز قائل می­‌شود و ادعا می­‌کند که اشتراک‌گذاری واقعی تحت تأثیر دغدغه‌­های اجتماعی و هم‌­یاری شکل می­‌گیرد، در حالی که شبه‌اشتراک‌گذاری ریشه در انگیزه‌های سودجویانه دارد. Andreotti و همکارانش انگیزه‌های پیوستن به این اقتصاد را ابزاری (پول و راحتی)، اجتماعی-لذت‌جویانه (معاشرت و شادی) و هنجاری (نوع‌دوستی و پایداری) می‌­دانند. بر اساس نظر Bucher و همکارانش، عوامل اخلاقی، اجتماعی-لذت‌جویانه و مالی، خردکارآفرینان را به مشارکت در اقتصاد اشتراکی ترغیب می‌کند. Hamari و همکارانش نیز معتقدند که پایداری و موضوعات اخلاقی نقش غیرمستقیمی در تأسیس و رونق کسب‌وکارهای مبتنی بر اقتصاد اشتراکی ایفا می‌کنند.

در گردشگری، صاحبان اقامتگاه­‌ها به اقتصاد اشتراکی می‌­پیوندند تا آزادی، انعطاف‌پذیری و استقلال بیشتری داشته باشند و علایق، دارایی‌ها و تخصص خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. آن­‌ها قصد دارند تا بدهی‌­های خود را پرداخت کنند، از منابع بلااستفاده بهره‌برداری کنند، درآمد خود را افزایش دهند، با افراد جدید ملاقات کنند، درباره فرهنگ‌های دیگر یاد بگیرند و کسب‌وکار خود را با خلاقیت بیشتری اداره کنند. برخی میزبانان Airbnb برای کاهش احساس تنهایی از این پلتفرم استفاده می­‌کنند و خانه خود را اجاره می­‌دهند. البته، خرد­کارآفرینان از پیوستن به Airbnb انگیزه‌های ترکیبی دارند. گرچه بیشتر آنان به دلایل اقتصادی به این پلتفرم می­‌پیوندند، تماس­‌های فرهنگی با دیگران نیز برای آن‌ها جذاب است.

در حالی که کسب درآمد انگیزه اصلی میزبانان Airbnb است، میزبانان Couchsurfing غالبا تحت تأثیر انگیزه‌های درونی مانند معاشرت و دوست‌­یابی از این پلتفرم استفاده می‌­کنند. در عرصه تور و تجربه، خرد­کارآفرینان از پلتفرم­‌های اشتراکی استفاده می­‌کنند تا در طراحی تورهای خود انعطاف‌پذیری و آزادی بیشتری داشته باشند و تعاملات شخصی‌­تری را با گردشگران تجربه کنند. البته برای این گروه نیز غالبا منافع اقتصادی انگیزه اصلی پیوستن به اقتصاد اشتراکی است. انگیزه‌های اجتماعی و فرهنگی (مثلا نوع‌دوستی) و انگیزه‌های اقتصادی (مثلا شبکه‌­سازی) خرد­کارآفرینان پلتفرم­‌های اشتراکی غذا را به پیوستن به این پلتفرم‌ها ترغیب می‌کند. سبک زندگی نیز محرکی برای مشارکت در این اقتصاد است. خردکارآفرینان گردشگری می‌خواهند مصرف اخلاقی را ترویج کنند، از محدودیت‌های کار سنتی فرار کنند و راهی برای تحقق ارزش‌های خود بیابند.

انگیزه‌های خردکارآفرینان برای پیوستن به اقتصاد اشتراکی بسته به نوع محصولات و خدمات (خودرو، اقامتگاه، تور یا غذا) و ویژگی‌های جمعیت­‌شناختی و اجتماعی-اقتصادی آن‌ها متفاوت است. برای مثال، در اشتراک خودرو، انگیزه‌های محیط زیستی برجسته‌تر است، در حالی که در اشتراک غذا، تعامل انسانی و انگیزه‌های اجتماعی نقش مهم‌تری دارد. گروه‌های جوان‌تر و با درآمد کمتر اغلب انگیزه‌های اقتصادی دارند و انگیزه‌های محیط زیستی زنان قوی‌تر است. عوامل اجتماعی-جمعیت‌­شناختی، از جمله سن، جنسیت، ملیت، تحصیلات، درآمد و شهری بودن، بر انگیزه ما برای پیوستن به اقتصاد اشتراکی اثر می­‌‎گذارند. مثلا در ترکیه و لیتوانی، عوامل اقتصادی و اجتماعی برای میزبانان اقامتگاه‌­ها در هر دو کشور مهم هستند ولی انگیزه‌های اجتماعی در کشور فردگراتر لیتوانی نقش مهم‌تری دارند.

فرصت‌ها و موانع اقتصاد اشتراکی برای خردکارآفرینی گردشگری

توسعه پلتفرم‌های اقتصاد اشتراکی به‌طور اساسی محیط خردکارآفرینی را از طریق خلق فرصت‌ها و چالش‌های جدید تغییر داده است. با بررسی ادبیات موجود می‌­توانیم فرصت‌های ایجاد شده را به چهار حوزه اصلی تقسیم کنیم:

شکل‌گیری نیت‌های کارآفرینانه

کلیدواژه‌­های اصلی در کارآفرینی گردشگری عبارتند از: کوچکی، چابکی، غیررسمی و انعطاف‌پذیری. در مقصدهای گردشگری، کارآفرینی گردشگری نقش حیاتی در برآورده کردن نیازهای مسافران و شکل‌دهی به تجربه‌­های آن‌ها بازی می‌کند. بنابراین، مقصدها به دنبال بهترین استراتژی‌ها برای پرورش نیت‌های کارآفرینانه هستند. پلتفرم‌های اقتصاد اشتراکی تأثیر قابل ذکر و مثبتی بر شکل‌گیری نیت‌های کارآفرینانه دارند. همان­‌طور که ذکر کردیم، مشغولیت در این پلتفرم‌ها مزایای درونی (مثلا لذت و معاشرت) و بیرونی (مثلا درآمد) فراوانی به همراه دارد.

موانع ورود کمتر

گردشگری به دلیل موانع ورودی نسبتا کم، بخش مورد علاقه کارآفرینان است. با وجود این، پلتفرم‌های اقتصاد اشتراکی ورود کارآفرینان به بازار گردشگری را آسان‌تر از همیشه کرده‌اند. این پلتفرم‌ها به عرضه­‌کنندگان غیررسمی، پاره‌­وقت و مستقلِ خدمات گردشگری کمک می­‌کنند تا کسب‌وکارهای خود را در بسیاری از حوزه­‌های مرتبط با گردشگری و مهمان‌نوازی راه‌­اندازی کنند. این افراد می‌توانند به‌راحتی و با وجود موانع فضایی و ساختاری، دانش و دارایی‌های استفاده نشده خود را به اشتراک بگذارند و از منافع اقتصاد اشتراکی بدون نیاز به ثبت شرکت‌­های رسمی بهره­‌مند شوند. کاهش نیاز به سرمایه اولیه و تأمین مالی از طریق پلتفرم‌های تأمین مالی جمعی نیز ورود خردکارآفرینان را آسان‌­تر نیز کرده است.

پیشنهاد می‌کنیم مقالۀ «زنان کارآفرین غیررسمی در روستاهای گردشگری: قربانیان عقاید سنتی یا نظام‌های رسمی؟» را بخوانید.

پلتفرم‌های اقتصاد اشتراکی، بازارهای کار بدون تبعیض جنسیتی

به‌طور تاریخی، فرصت‌های شغلی و کارآفرینی برای زنان و مردان برابر نبوده است. به دلایلی مانند مشکلات سیاسی و جغرافیایی، هنجارهای اجتماعی و عوامل فرهنگی، همیشه کار برای زنان دشوارتر بوده است. در سال‌های اخیر، اینترنت و محیط دیجیتال موانع ورود را کاهش داده و فرصتی منحصربه‌فرد برای زنان کارآفرین فراهم کرده است تا کسب‌وکارهای خود را شروع کنند. بر این اساس، پلتفرم‌های اقتصاد اشتراکی تا حدی از بازار کار جنسیت‌­زدایی کرده و فرصتی برای بازنگری الگوهای کاری جنسیتی فراهم کرده است.

خوب است مقالۀ «توانمندسازی زنان در گردشگری: فرصت یا فریب؟» را نیز بخوانید.

گردشگری اجتماع­‌محور، اقتصاد اشتراکی و خردکارآفرینی

گردشگری اجتماع‌­محور تلاش می‌کند تا منافع گردشگری را افزایش و تأثیرات منفی آن را کاهش دهد. این نوع گردشگری در پی آن است تا برای جوامع محلی درآمد و شغل ایجاد کند و تعامل معنادار محلی-گردشگر را شکل دهد. افزایش توجه به تجربه‌­های اصیل و اقتصاد اشتراکی نقش مؤثری در عملیاتی شدن این نوع گردشگری داشته است. گردشگران به‌طور فزاینده‌ای به دنبال تجربه‌­های اصیل و منحصربه‌فردند که حاصل تعامل میزبانان-مهمانان هستند. در این بین، پلتفرم‌های اقتصاد اشتراکی به‌عنوان واسطه‌ عمل می‌کنند و گردشگرانِ طالب تجربه‌­های اصیل را به کسب‌وکارهای خرد محلی متصل می‌کنند.

در حالی که اقتصاد اشتراکی برای کسب‌وکارهای خرد مزایایی ایجاد کرده است، معایبی نیز دارد. این اقتصاد به حریم خصوصی اعتنای زیادی نمی‌کند، به‌ویژه برای کارآفرینانی که خانه­‌های خود را اجاره می­‌دهند. همچنین خطراتی نیز دارد از جمله به سرقت رفتن اموال، رفتار اجتماعی نامناسب مهمانان و قرار گرفتن در معرض مخاطرات جانی. نبود مزایای بازنشستگی، محیط کاری پراسترس، پرداخت پایین و نبود امنیت شغلی از دیگر معایب اقتصاد اشتراکی برای خردکارآفرینان است.

 نتیجه‌گیری

تحقیقات علمی در زمینه خردکارآفرینی گردشگری بسیار کم بوده و توجه زیادی به آن نشده است. به همین دلیل، مطالب علمی کمی در مورد این بخش از صنعت گردشگری و ارتباط آن با اقتصاد اشتراکی وجود دارد. در این مطلب، نگرانی‌ها و ویژگی‌های اصلی اقتصاد اشتراکی در زمینه خردکارآفرینی گردشگری را بررسی کردیم. کسب‌وکارهای گردشگری باید با جدیدترین روندها، تحولات و تغییرات در رفتار سفر و فناوری همراه باشند. اقتصاد اشتراکی در حال گسترش است و در حال حاضر بر تمام جنبه‌های صنعت سفر و گردشگری تأثیر می‌گذارد، و برای صاحبان کسب‌وکارهای خرد فرصت‌ها، چالش‌ها و تهدیدهای قابل‌توجهی ایجاد کرده است.

جدیدترین‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.