توانمندسازی زنان در گردشگری: فرصت یا فریب؟

نویسنده: دکتر فرزانه حقیقت
صرفِ حضور زنان در صنعت گردشگری به‌هیچ‌وجه دلیلی بر توانمند شدن آن‌ها نیست.
توانمندسازی زنان در گردشکری
این مطلب توسط دکتر فرزانه حقیقت، دکتری گردشگری و استادیار مجتمع آموزش عالی بم، نوشته شده است.

طبق پژوهش‌­ها و گزارش‌های مختلف، گردشگری عاملی برای توانمندسازی زنان به‌ویژه در جوامع روستایی است. به‌ظاهر، این توانمندسازی در قالب افزایش اعتمادبه‌نفس، مشارکت بیشتر در جامعه، کسب درآمد مستقل، و ایفای هم­زمان نقش‌هایی چون مادر، همسر و کارآفرین نمود می‌یابد. اما آیا این تمام واقعیت است؟ در طی سال‌ها فعالیت در صنعت گردشگری و تعامل با مدیران اقامتگاه‌های بوم‌گردی، زنان فعالی را دیده‌ام که با وجود پیش بردن مسئولیت‌های متنوع، در تصمیم‌گیری‌های کلیدی، برقراری ارتباطات حرفه‌ای و حتی مدیریت مالی زندگی خود، نقش پررنگی نداشته‌اند.

جامعه ممکن است این زنان را به‌خاطر حضورشان در صنعت گردشگری و درآمدزایی، نمادی از توانمندی بداند، اما آیا حضور فیزیکی و درآمدزایی به‌تنهایی حاکی از توانمند شدن است؟ توانمندسازیِ واقعی به معنای داشتن اختیار است؛ اختیاری که به زنان اجازه دهد آنچه را که می‌خواهند، انتخاب و عملی کنند. این اختیار باید به استقلال اقتصادی، تقویت مهارت‌هایی چون رهبری و در نهایت، تاثیرگذاری مستقیم بر زندگی خود و جامعه­‌شان منجر شود. به بیان واضح‌تر، صرفِ حضور زنان در صنعت گردشگری به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند دلیلی بر توانمند شدن آن‌ها باشد. شواهد موجود نشان می‌دهد که میان تعاریف رایج توانمندسازی و واقعیات میدانی، نوعی تضاد وجود دارد.

بنابراین باید از خود بپرسیم: آیا گردشگری می‌تواند به توانمندسازی واقعی زنان کمک کند؟ دیدگاه زنان فعال در صنعت گردشگری درباره توانمندی چیست؟ آیا زنان نیز خود را توانمند می‌بینند؟ آیا ادراک‌شان از توانمندی در اثر فعالیت‌های گردشگری تغییر می‌کند؟ آیا گردشگری صرفا نقابی است بر عدم اختیار زنان، یا این که حقیقتا می‌تواند به نوش‌دارویی برای توانمندسازی آن‌ها بدل شود؟

توسعه گردشگری و توانمندسازی زنان

در سه دهه اخیر، آگاهی عمومی درباره ضرورت توانمندسازی زنان از طریق بهبود برابری اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به طرز چشم‌گیری افزایش یافته است. سازمان ملل در سال ۲۰۰۰، از «برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان» به‌عنوان یکی از اهداف کلیدی توسعه هزاره نام برد و در سال ۲۰۱۵ نیز پنجمین هدف از هفده هدف توسعۀ پایدار را به برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان و دختران اختصاص داد. به گفته سازمان ملل، این هدف «حق اساسی بشر و بنیانی ضروری برای خلق جهانی آرام، مرفه و پایدار» است. شعار جهانی گردشگری در سال ۲۰۰۷ با عنوان «گردشگری درها را به روی زنان می‌گشاید» نیز تأکید می‌کرد که گردشگری می‌تواند ابزاری مؤثر برای توانمندسازی زنان باشد. برای سال ۲۰۲۰ هم شعار «گردشگری و توسعه روستایی» انتخاب شد که گردشگری را به‌عنوان عامل توانمندسازی جوامع روستایی به‌­ویژه زنان و جوانان معرفی می‌کرد.

از دیدگاه برخی اندیشمندان، توانمندسازی زنان می‌تواند از طریق استقلال اقتصادی محقق شود. با این حال، شواهد نشان می‌دهد حتی زنانی که از نظر اجتماعی قدرتمند و از نظر اقتصادی مستقل به نظر می‌رسند، گاه احساس توانمندی نمی‌کنند و قادر به تصمیم‌گیری مؤثر و تأثیرگذاری بر زندگی خود نیستند. با وجود تمام فرصت‌هایی که گردشگری برای زنان ایجاد می‌کند، مانند اشتغال، کارآفرینی، افزایش درآمد، تقویت اعتمادبه‌نفس، و تغییر روابط جنسیتی، موانع پیچیده‌ای هم­‌چنان بر سر راه توانمندسازی واقعی آنان وجود دارد.

این موانع نه تنها ریشه در سیاست‌های ناعادلانه دارند، بلکه بافت‌ اجتماعی و فرهنگی نیز در بسیاری از جوامع، زنان را از دسترسی کامل به قدرت تصمیم‌گیری و استقلال اقتصادی بازمی‌دارد. در کشورهایی که گردشگری، یک استراتژی توسعه اقتصادی است، این نابرابری‌های نهادی و فرهنگی باعث می‌شود که زنان و مردان تجربه‌های بسیار متفاوتی از توانمندی داشته باشند. شاید در نگاه اول، حضور زنان در مشاغل گردشگری نشانه‌ای از قدرت و استقلال آنها به نظر برسد، اما در بطن ماجرا، بسیاری از این زنان هم‌­چنان در تصمیم‌گیری‌های مهم نقشی ندارند و از دسترسی به منابع و فرصت‌های برابر با مردان محرومند.

پیشنهاد می کنیم مقالۀ «زنان کارآفرین غیررسمی در روستاهای گردشگری: قربانیان عقاید سنتی یا نظام‌های رسمی؟» از دکتر محمد شریفی را نیز بخوانید.

زنان و اشتغال در گردشگری    

نقش زنان در عرصه کارآفرینی و اشتغال در چند دهه گذشته به‌طور چشم‌گیری به‌دلیل تحولات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و قانونی بهبود یافته است. با این حال، تبعیضات متعددی علیه زنان در زمینه‌هایی مانند دسترسی به شغل، امنیت شغلی، دستمزد و سایر جنبه‌های کاری هم‌­چنان وجود دارد. بر اساس گزارش سازمان بین‌المللی کار، زنان کمتر از ۴۰ درصد از کل شاغلین جهان را تشکیل می‌دهند. در این میان، بخش قابل توجهی از آنان (۵۷ درصد) به‌صورت پاره‌وقت مشغول به کارند. نرخ مشارکت زنان به‌عنوان نیروی کار ۲۷ درصد کمتر از مردان است و درصد بیکاری آنان هم بالاتر است.

زنان در محیط کار نیز از آسیب‌پذیرترند. حضور آن‌ها در سطوح مدیریتی، مالکیتی و کارآفرینی به‌مراتب کم‌رنگ‌تر از مردان است. در صنعت گردشگری، زنان برای مشاغل مشابه دستمزد کمتری از مردان دریافت می‌کنند و بیشتر در مشاغل عملیاتی و خدماتی مشغول به فعالیت‌اند. همچنین، بخش بزرگی از کارهای بدون دستمزد بر ‌دوش زنان است. با تمام این احوال، درصد اشتغال زنان در گردشگری (۵۴ درصد) از سایر بخش‌های اقتصادی (۳۹ درصد) بالاتر است. درآمد زنان در گردشگری به‌طور متوسط ۱۴.۷ درصد کمتر از مردان است، ولی این رقم در سایر بخش‌ها به ۱۶.۸ درصد می‌رسد. همچنین، ۲۳ درصد از وزیران گردشگری زن هستند، در حالی‌که این درصد در سایر صنایع تنها ۲۰.۷ درصد است.

بنابراین، می‌توانیم بگوییم که گردشگری، فرصت‌های قابل‌توجهی را برای فعالیت زنان فراهم کرده است. این فرصت‌ها به زنان امکان می‌دهد که با مشارکت بیشتر در فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی، از حقوق خود آگاه‌تر شوند و در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت کنند. این فرایند به آن‌ها کمک می‌کند تا از فقر فاصله بگیرند و به سمت توانمندسازی بیشتر حرکت کنند.

گردشگری، نوش‌داروی توانمندسازی زنان؟

گزارش‌های متعدد سازمان‌های جهانی درباره توانمندسازی زنان از طریق مشارکت در فعالیت‌های گردشگری، گنجاندن موضوع برابر جنسیتی به‌عنوان یکی از اهداف توسعه پایدار، اختصاص شعارهای جهانی متعدد به آن، شکل‌گیری جنبش‌های زنانه در حمایت از توانمندسازی زنان و برابری جنسیتی، و انجام پژوهش‌های گسترده در این زمینه، همگی بیان‌گر اهمیت فزاینده این مسئله است. این موارد به وضوح نشان می‌دهد که بررسی ابعاد گوناگون توانمندسازی زنان در گردشگری، به‌ویژه در جوامع روستایی و در سطح جهانی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

بسیاری از محققان حضور زنان در صنعت گردشگری را نشانه‌ای از توانمندسازی آنان می­‌دانند. این در حالی  است که در بسیاری موارد زنان عملا توانمند نشده­‌اند. آن‌ها غالبا در تصمیم‌گیری‌ها و انتخاب‌های خود به همسران یا فرزندانشان وابسته‌اند؛ اگرچه توانایی کسب درآمد دارند، اما استقلال اقتصادی واقعی ندارند، مهارت‌های ارتباطی‌ آن‌ها محدود و تأثیرگذاریشان در جامعه کم‌رنگ است. بنابراین، صرف حضور زنان در صنعت گردشگری را نمی‌توان نشانه‌ای از توانمندی آنان تلقی کرد. حلقه گمشده‌ای که موجب این برداشت می‌شود، نادیده گرفتن دیدگاه‌های زنان، عدم توجه به تغییرات ادراکی آنان به واسطه فعالیت در گردشگری و همچنین غفلت از بسترهای فرهنگی است که زنان در آن‌ها فعالیت می‌کنند.

شناخت ادراک زنان از مفهوم توانمندسازی می‌تواند ما را از کلیشه‌ها دور کند؛ کلیشه‌هایی که صرف حضور زنان در صنعت گردشگری را نشانه‌ای از توانمندی آن‌ها می‌داند. ادراک زنان ممکن است بر اساس تجربیات کاری، انگیزه‌ها و اهداف‌شان از اشتغال در گردشگری، ویژگی‌های شخصیتی و همچنین واکنش‌های جامعه و اطرافیان شکل بگیرد. زنان در جایگاه کارآفرینانی که کسب‌وکارهای گردشگری را راه‌اندازی و مدیریت می‌کنند، کمتر در موقعیت‌های ارشد مدیریتی قرار می‌گیرند. با وجود این‌که درصد اشتغال زنان در صنعت گردشگری بیشتر از مردان است، اما منافع اقتصادی و غیراقتصادی حاصل از توسعه گردشگری به‌طور یکسان میان زنان و مردان تقسیم نمی‌شود. حتی زنانی که از تحصیلات بالاتری برخوردارند، برای مشاغل مشابه نسبت به مردان درآمد کمتری دارند و اغلب در مشاغل رده‌پایین‌تر و سطوح میانی و عملیاتی، همچون خدمات خانه‌داری، به کار گرفته می‌شوند.

از سوی دیگر، توانمندسازی مفهومی است که با بسترهای فرهنگی و اجتماعی گره خورده است. در فرهنگ‌های مختلف، برداشت‌های گوناگونی از توانمندسازی زنان وجود دارد. اشتغال در صنعت گردشگری ممکن است در یک فرهنگ به توانمندسازی زنان منجر شود، اما در فرهنگی دیگر پیامدهای متفاوت یا حتی متضادی داشته باشد. حتی در درون یک فرهنگ، نتایج توانمندسازی می‌تواند متفاوت باشد؛ برای مثال، اشتغال خارج از خانه ممکن است برای یک زن به استقلال اقتصادی بینجامد، اما برای زن دیگری با محدودیت‌ها و مخالفت‌های خانوادگی و اجتماعی همراه شود و در نهایت توانمندی او را کاهش دهد.

آداب و رسوم فرهنگی نقش مهمی در تعریف توانمندسازی دارند و توسعه گردشگری می‌تواند این برداشت را دستخوش تغییر کند. هرچند عواملی مانند آگاهی از حقوق، دسترسی به آموزش و ورود به بازار کار برای توانمندسازی زنان ضروری‌اند، اما به تنهایی کافی نیستند. برای درک عمیق‌تر توانمندسازی زنان، باید به ابعاد بیشتری توجه کرد، چراکه صرف تحقق این مؤلفه‌ها به معنای توانمندی کامل زنان نیست.

با وجود آن‌که سازمان ملل برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان را از اهداف کلیدی توسعه پایدار می‌داند، هنوز مشخص نیست که اشتغال در صنعت گردشگری از دید خود زنان تا چه اندازه به توانمندسازی آنان کمک کرده است. تحقیقات اندکی دیدگاه زنان شاغل در گردشگری را در مورد عواملی مانند شغل، درآمد و آزادی انتخاب مطالعه کرده‌اند. بنابراین، نمی‌توان اشتغال در گردشگری را در همه فرهنگ‌ها به‌عنوان راه‌حلی قطعی برای توانمندسازی زنان در نظر گرفت. با این حال، تحلیل تجربیات زنان فعال در این حوزه و توجه به زمینه‌های فرهنگی، می‌تواند گامی مؤثر در شناسایی چالش‌ها، بهبود مدیریت و طراحی برنامه‌های حمایتی باشد.

نتیجه‌گیری

توانمندسازی زنان در صنعت گردشگری پدیده‌ای پیچیده و چندوجهی است که نمی‌توان آن را تنها در قالب ایجاد فرصت‌های شغلی یا افزایش درآمد خلاصه کرد. توانمندسازی واقعی زمانی تحقق می‌باید که زنان به اختیار و استقلال واقعی در زندگی شخصی و حرفه‌ای دست یابند؛ یعنی بتوانند به‌عنوان تصمیم‌گیران اصلی در امور اقتصادی و اجتماعی ظاهر شوند و نقش مؤثری در شکل‌دهی به آینده خود و جامعه ایفا کنند. با این حال، بسیاری از زنان فعال در این حوزه هنوز از محدودیت‌های ساختاری و فرهنگی رنج می‌برند که مانع شکوفایی کامل ظرفیت‌های آن‌ها می‌شود. بنابراین، توانمندسازی زنان در گردشگری نیازمند نگاهی عمیق‌ است که نه‌تنها به مشارکت اقتصادی، بلکه به تغییر نگرش‌های اجتماعی و فرهنگی محدودکننده نیز بپردازد. تنها در این صورت است که گردشگری می‌تواند به‌جای یک سراب یا باتلاق، به بستری واقعی برای توانمندسازی زنان تبدیل شود.

جدیدترین‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.