گردشگری عدالت‌محور در چشم‌انداز پساانسان‌گرایی (بخش دوم)

نویسنده: Jaume Guia
آیا گردشگری می‌تواند با پذیرش تفاوت‌ها، ساختارهای ناعادلانه را به چالش بکشد؟
گردشگری عدالت‌محور در چشم‌انداز پساانسان‌گرایی (بخش دوم)
این مقاله توسط Jaume Guia در سال 2020 و در نشریه علمی معتبر Journal of Sustainable Tourism منتشر شده است. جاوما گویا استاد گردشگری در دانشگاه Girona اسپانیاست.

برای خواندن بخش اول این نوشتار، اینجا را کلیک کنید.

چهار رویکرد اخلاقی به گردشگری و عدالت

پیش از معرفی سه پارامتر اصلی گردشگری عدالت‌محور، یعنی مسئولیت، همبستگی و حمایت، و پیش از توضیح گردشگری عدالت‌محور و اشکال مرتبط با آن، لازم است چهار رویکرد اخلاقی موجود را شرح دهیم.

شکل ۱ چهار رویکرد اخلاقی ـ فایده‌گرا، وظیفه‌گرا، مراقبتی و ایجابی ـ و رژیم‌های اخلاقی متناظر با هر یک یعنی نئولیبرالیسم، لیبرالیسم اجتماعی، انسان‌دوستی و پساانسان‌گرایی را نشان می‌دهد. اخلاق فایده‌گرا و وظیفه‌گرا هر دو ریشه در فلسفه انسان‌گرایی کلاسیک دارند؛ جایی که محور سودمندی و اصول اخلاقی، انسان است. در نتیجه، این رویکردها ماهیتی مردسالارانه، استعماری و انسان‌محور دارند و اقلیت‌ها، گروه‌های فرودست و موجودات غیرانسانی را در موقعیتی نابرابر قرار می‌دهند. در مقابل، اخلاق مراقبتی و ایجابی که بر اندیشه‌های فمینیستی، پسااستعماری و پساانسان‌گرایانه استوارند، می‌کوشند سلطه نگاه مردانه و استعماری را به چالش کشیده و رابطه و همبستگی را در کانون توجه قرار دهند.

گردشگری عدالت

اخلاق فایده‌­گرا

اخلاق فایده‌گرا، رویکرد مسلط در رژیم‌های نئولیبرالی است و ریشه در فلسفه اخلاقی جرمی بنتام و جان استوارت میل دارد. اساس این رویکرد بر اصل «بیشترین خوشبختی یا فایده برای بیشترین تعداد» استوار است. در حوزه کسب‌وکار، این منطق معادل با حداکثرسازی سود مالی است. ابزار اصلی سنجش در این چارچوب، تحلیل هزینه–فایده است که نوعی نگاه محاسباتی و کمّی به اخلاق دارد. به همین دلیل، فایده‌گرایی نسبت به توزیع سودمندی بی‌تفاوت است؛ به گونه‌ای که وارد آمدن زیان به گروهی اندک در صورتی قابل توجیه است که منافع بیشتری برای جمع بزرگ‌تر فراهم شود. در کل، فایده‌گرایی را می‌توان اخلاقی نهادی و مبتنی بر کردار دانست، چراکه رفتار اخلاقی را در سطح ساختارها و نهادها تجویز می‌کند، نه صرفا در سطح فردی. همچنین، این رویکرد ماهیتی سیاسی دارد، زیرا اعمال اخلاقی را بر پایه نتایج و پیامدهایشان ارزیابی و تجویز می‌کند.

اخلاق وظیفه‌­گرا و لیبرالیسم اجتماعی

اخلاق وظیفه‌گرا رویکرد مسلط در رژیم‌های لیبرالیسم اجتماعی است و ریشه‌های اصلی آن را می‌توان در فلسفه اخلاقی کانت و نظریه عدالت جان رالز یافت. این دیدگاه، مبنای نظری دولت‌های رفاه مدرن و بسیاری از مفاهیم لیبرالی عدالت اجتماعی به شمار می‌رود. در اخلاق وظیفه‌گرا، معیار درستی یا نادرستی اعمال پیامدهای آن‌ها نیست، بلکه انطباق با اصول عام اخلاقی است. بر همین اساس، یک عمل تنها زمانی اخلاقی محسوب می‌شود که به‌عنوان یک وظیفه انجام گیرد، نه به انگیزه پاداش یا منفعت. در این رویکرد، «کار درست» همان عمل بر اساس وظایف اخلاقی است؛ وظایفی که اغلب در قالب قوانین و حقوق بنیادینی چون حقوق بشر نهادینه شده‌اند. بنابراین، اخلاق وظیفه‌گرا همچون فایده‌گرایی بر کردار تأکید دارد، با این تفاوت که در اینجا کردار به اصول اخلاقی نهادینه‌شده پاسخ می‌دهد، نه به پیامدها و نتایج. از همین رو، برابری اجتماعی به‌عنوان یک اصل بنیادین اخلاقی در نظر گرفته می‌شود و عدالت توزیعی بر پایه آن توجیه و تجویز می‌گردد.

اخلاق مراقبتی و انسان‌دوستانه

اخلاق مراقبتی رویکرد مسلط در رژیم‌های اخلاقی انسان‌دوستانه و عاطفی است و فیلسوفانی چون هیوم، گلیگان، یانگ و لویناس از نمایندگان اصلی آن به شمار می‌روند. این دیدگاه، همچون اخلاق وظیفه‌گرا، به اصول اخلاقی پایبند است؛ با این تفاوت که محور آن اصولی چون مهربانی و نیکوکاری است، نه به‌عنوان قواعدی نهادینه‌شده، بلکه به‌مثابه فضیلتی اخلاقی که در بستر روابط میان‌فردی شکل می‌گیرد. اخلاق مراقبتی بر بنیان‌های عاطفی اخلاق تأکید دارد و نوعی عطوفت مادرانه را نسبت به دیگرانی که از ما دورند ترویج می‌کند. بدین‌سان، این رویکرد در برابر نگاه پنهان مردمحور و زاویه‌دار به عدالت ایستادگی کرده و چشم‌اندازی مبتنی بر همدلی و مراقبت عرضه می‌کند.

 اخلاق ایجابی و پسا‌انسان‌گرا

اخلاق ایجابی (یا مثبت) رویکرد مسلط در رژیم اخلاقی پساانسان‌گرایی است. فیلسوفانی چون نیچه، دلوز و بریدو از چهره‌های شاخص این دیدگاه به شمار می‌آیند. همانند اخلاق مراقبتی، اخلاق ایجابی نیز بر فضیلت و روابط تمرکز دارد، اما برخلاف آن پیرو قواعد یا اصول اخلاقی ثابت نیست. این رویکرد در عین حال پیامدگرا و به‌شدت سیاسی است. پساانسان‌گرایی چارچوبی تازه برای عدالت در عصر انسان‌محوری ترسیم می‌کند و بر مواجهه اخلاقی با «دیگری» ـ اعم از انسان و غیرانسان ـ به‌عنوان شیوه‌ای برای بودن، شدن و عمل بر پایه مسئولیت سیاسی در قبال آسیب‌پذیران تأکید دارد.

اخلاق ایجابی از نوعی رابطه‌مندی اخلاقی دفاع می‌کند که نه هنجاری و مبتنی بر اصول ثابت، بلکه سیال، پویا و پذیرای رخدادهاست؛ با این تفاوت که این پذیرش به معنای تسلیم یا انفعال نیست. در این رویکرد، ما فعالانه در روابط و تعاملات اخلاقی مشارکت می‌کنیم و به جای مقاومت منفعلانه در برابر شرایط، به‌صورت مثبت و خلاقانه به آن‌ها پاسخ می‌دهیم. برخلاف اخلاق مراقبتی که بیشتر بر روابط میان‌فردی و مسئولیت‌های فردی و عاطفی متمرکز است، اخلاق ایجابی ما را به سوی سیاست‌ها و اقداماتی عمیق‌تر و ساختاری‌تر سوق می‌دهد که می‌توانند به دگرگونی‌های بنیادی در جامعه و مفاهیم عدالت بینجامند.

پیشنهاد می‌کنیم مقالات زیر را نیز بخوانید:

شادکامی: فسلفه، افسانه یا ابزاری برای کنترل تغییرات اجتماعی؟

نقدی بر رابطه گردشگری، صلح، عدالت و توسعه پایدار

در نقد توسعه گردشگری پایدار (بخش اول)

پارامترهای عدالت در گردشگری: مسئولیت، همبستگی و حمایت

الف- مسئولیت

برای درک بهتر مفهوم مسئولیت و رابطه آن با گردشگری عدالت‌محور، باید بین سه نوع مسئولیت تمایز قائل شویم: مسئولیت اجتماعی، مسئولیت ارتباطی و مسئولیت سیاسی. مسئولیت اجتماعی یعنی افراد در حالی که به منافع شخصی خود توجه دارند، اخلاقا متعهدند که به سود جامعه و با رعایت انصاف و برابری عمل کنند. این نوع مسئولیت با اخلاق وظیفه‌گرا هم‌خوانی دارد و تمرکز اصلی آن بر این است که آیا فرد مرتکب عمل نادرست شده، برای پیشگیری از آن کوشیده و با چه نیت و شرایطی این کار را انجام داده است.

در مسئولیت ارتباطی، مسئولیت برخاسته از احساس انسانی برای مراقبت از دیگران، کاهش رنج آنان و پرهیز از تحمیل آسیب به آنان است. این مسئولیت با اخلاق مراقبتی هم‌راستاست و از سطح وظایف نهادی فراتر می‌رود. در اینجا رابطه اخلاقی همواره دیگری را بر خود مقدم می‌دارد و مسئولیتی بی‌پایان و نامحدود نسبت به دیگری را متجلی می‌سازد.

برخی معتقدند مقابله با بی‌عدالتی‌های سیستماتیک نه صرفا یک وظیفه اخلاقی، بلکه نوعی مسئولیت سیاسی است. این مسئولیت بر روابط سیاسی فرد با جامعه و دیگران تمرکز دارد: آیا فرد در برابر نابرابری‌ها مقاومت کرده و کوشیده است ساختارهای اجتماعی و تاریخی ناعادلانه را تغییر دهد یا نه؟ این نوع مسئولیت که مشخصه اخلاق ایجابی و پساانسان‌گراست، مسئولیتی جدی برای مواجهه با بی‌عدالتی‌ها، تهدیدها و خطراتی است که زندگی انسانی و غیرانسانی را به چالش می‌کشند.

تفاوت اصلی این سه نوع مسئولیت در نحوه مواجهه آن‌ها با وضعیت موجود نهفته است: آیا هدف حفظ وضعیت است یا تغییر آن؟ مسئولیت سیاسی امکان دگرگونی فرایندهای ساختاری اجتماعی را فراهم می‌کند؛ فرایندهایی که به‌طور نهادی و تاریخی شکل گرفته و پیامدهای ناعادلانه‌ای بر جای گذاشته‌اند. این نوع مسئولیت، شاخصۀ اخلاق ایجابی پساانسان‌گرایانه است؛ اخلاقی که بر عهده‌گیری جدی مسئولیت برای مقابله با باطل، بی‌عدالتی و تهدیدهایی که زندگی انسان را در معرض خطر قرار می‌دهند، تأکید می‌کند.

ب- همبستگی

همبستگی بیان‌گر تعهد ما برای حمایت از دیگرانِ دور و آمادگی برای یاری‌رسانی به آنان است. ما و این دیگران تعهدی مشترک برای تحقق عدالت داریم. این مفهوم نوعی همدلی اجتماعی و آگاهی از شرایط دشوار و غیرمعمول دیگران را بازتاب می‌دهد و مسئولیت ما را در قبال حمایت از اقشار آسیب‌پذیر، بی‌بضاعت، مظلوم یا قربانیان خشونت برجسته می‌سازد؛ البته مشروط بر آن‌که این حمایت از نگاه خودِ آنان نیز ارزشمند و سودمند تلقی شود. در ارتباط با گردشگری عدالت‌محور، سه نوع همبستگی را می‌توان برشمرد: اجتماعی، احساسی و سیاسی.

همبستگی اجتماعی به انسجام و پیوندهای طبیعی در جامعه اشاره دارد؛ پیوندهایی که بر اساس خویشاوندی، فرهنگ یا دیگر ویژگی‌های مشترک شکل می‌گیرند و تعهدات اخلاقی مثبت و جمعی را به همراه دارند. این نوع همبستگی بیش از همه با مسئولیت اجتماعی و اخلاق وظیفه‌گرا مرتبط است.

همبستگی احساسی نه بر پایه هویت یا ویژگی‌های گروهی، بلکه بر اساس احساس نگرانی، توجه و عاطفه متقابل استوار است. در اینجا احساسات مشترک اهمیت بیشتری از هویت مشترک دارد. افراد در چنین چارچوبی، به‌جای برجسته کردن تفاوت‌ها و دامن‌زدن به اختلاف، بر نقاط مشترک و مراقبت متقابل تمرکز می‌کنند. این نوع همبستگی با مسئولیت ارتباطی و اخلاق مراقبتی پیوند دارد و بیان‌گر روحیه بشردوستانه است.

همبستگی سیاسی فراتر از روابط فردی یا احساسی عمل می‌کند. این نوع همبستگی بر تعهد آگاهانه برای مبارزه با بی‌عدالتی و ایجاد تغییرات ساختاری در جامعه مبتنی است. تحقق آن مستلزم تغییر هویت کسانی است که از امتیازات ساختارهای مسلط ــ مانند نظام‌های سفیدپوست، سرمایه‌داری و مردسالارانه ــ بهره‌مندند. این تغییر هویتی مستلزم پذیرش دیدگاه‌های متنوع، تلاش مستمر برای فهم شرایط ناعادلانه، و پرورش آزاداندیشی، همدلی و عشق است. از این منظر، همبستگی سیاسی با فلسفه پساانسان‌گرایی هم‌خوانی دارد که بر تفاوت‌ها و ارتباطات تأکید می‌کند. در این چارچوب، همبستگی به معنای پذیرش و گفت‌وگو درباره تفاوت‌هاست؛ تفاوت‌هایی که نه‌تنها حذف نمی‌شوند بلکه به منبعی برای تقویت روابط و همکاری بدل می‌گردند و ابزار غلبه بر نظام‌های سلسله‌مراتبی و تبعیض‌آمیز می‌شوند.

حمایت

حمایت مجموعه‌ای از ارتباطات اقناعی و اقدامات هدفمند است که با هدف «دفاع از یک موضوع»، «سخن گفتن به نمایندگی از دیگران» یا «عمل کردن به نفع بی‌صدایان» صورت می‌گیرد. غایت حمایت، تغییر سیاست‌ها، مواضع و اقدامات مرتبط با یک مسئله به سود گروه‌های حاشیه‌نشین است. این فرایند نه تنها به تأثیرگذاری بر سیاست‌های عمومی می‌پردازد، بلکه مهم‌تر از آن، افکار عمومی را نیز هدف قرار می‌دهد. از رهگذر حمایت، می‌توان مطالبات، ادعاها یا حقوق افراد محروم را در برابر منافع قدرتمندان برجسته ساخت. این امر با ارائه نوین مسائل و بسیج شبکه‌های اجتماعی امکان‌پذیر می‌شود. سه گونه حمایت در پیوند با گردشگری عدالت‌محور عبارتند از: حمایت فرهنگی، حمایت بشردوستانه و حمایت سیاسی.

حمایت فرهنگی بر تعهد به شمول اجتماعی و تحقق برابری برای یک جامعه یا گروه فرهنگی استوار است. به‌عنوان نمونه، تورهای پیاده‌روی با محوریت روایت تاریخ پس از استعمار از نگاه استعمارشدگان، نمونه‌ای از حمایت فرهنگی به شمار می‌آیند که در خدمت پاسداشت و بازنمایی میراث بومیان هستند.

حمایت بشردوستانه بر مسئولیت اخلاقی انسان‌ها نسبت به یکدیگر تکیه دارد و هدف آن کمک به نیازمندان و کاهش رنج آنان است، بی‌آن‌که لزوما به ریشه‌های ساختاری این رنج بپردازد. این نوع حمایت، چه در قالبی سکولار و چه مذهبی، از «زبان اخلاق» بهره می‌گیرد نه از زبان سیاست. بنابراین گفتمان آن بیشتر بر خیریه و ترحم استوار است تا بر احقاق حق و عدالت ساختاری.

حمایت سیاسی شامل اقداماتی همچون لابی‌گری، افزایش آگاهی عمومی درباره یک مسئله، یا مشارکت در اعتراضات خیابانی است. این نوع حمایت بر گفتمان سیاسی اتکا دارد و با به‌کارگیری قدرت کلام، علل و ساختارهای تولیدکننده ظلم و بی‌عدالتی را به چالش می‌کشد. با این حال، کوشش برای تأثیرگذاری بر دولت‌ها و شرکت‌ها از طریق لابی‌گری ممکن است به نتایج محدودی بینجامد، زیرا این نهادها بیش از آن‌که منشأ مسئله باشند، بازتاب آن به‌شمار می‌روند. همچنین تلاش برای تغییر رفتار عمومی از طریق آگاهی‌رسانی، اگرچه ضروری است، اما به تنهایی تأثیرات پایدار اندکی دارد. رویکرد رادیکال‌تر در حمایت سیاسی، به پرسش‌کشیدن هویت‌ها و گروه‌هایی است که مانع تحولات عمیق و بلندپروازانه‌اند؛ ازاین‌رو برای اثربخشی، باید بنیان‌های فکری و نظام‌های اعتقادی مسلط را به چالش کشید.

در نتیجه، برخلاف حمایت فرهنگی و بشردوستانه که به‌ترتیب با اخلاق وظیفه‌گرا و اخلاق مراقبتی پیوند دارند، حمایت سیاسی با اخلاق ایجابی و فلسفه پساانسان‌گرایی هم‌سو است؛ رویکردی که تفاوت را نه تهدید، بلکه منبع رهایی می‌داند.

گونه‌های گردشگری عدالت‌محور

با اتکا به دیدگاه‌های مفهومی و نظری پیش‌گفته، می‌توانیم چارچوبی شفاف‌تر برای تبیین گردشگری عدالت‌محور ترسیم کنیم. شکل ۲ سه مؤلفه کلیدی این رویکرد را نشان می‌دهد: مسئولیت، همبستگی و حمایت. هر یک از این مؤلفه‌ها بر پایه یکی از رویکردهای اخلاقیِ فایده‌گرایی، وظیفه‌گرایی، اخلاق مراقبتی و اخلاق ایجابی قابل تفسیر است. در ماتریس شکل ۲، هر ردیف نوع خاصی از مسئولیت، همبستگی و حمایت را نمایندگی می‌کند که با یکی از این رویکردهای اخلاقی هم‌خوان است. در بخش راست شکل نیز گونه‌های مختلف گردشگری که با این رویکردها انطباق دارند را آورده‌ایم: از گردشگری غیرپایدار و گردشگری پایدار گرفته تا گردشگری انسان‌دوستانه (یا اخلاقی) و نهایتا گردشگری عدالت‌محور.

گردشگری عدالت

این چارچوب به رفع بخشی از ابهام‌های مفهومی درباره رابطه گردشگری و عدالت کمک می‌کند. برای نمونه، اصطلاحات متنوعی چون گردشگری مسئولانه، گردشگری همبستگی، گردشگری حمایتی، گردشگری پایدار، گردشگری انسان‌دوستانه و گردشگری عدالت‌محور غالبا ذیل عنوان گسترده‌تر «گردشگری جایگزین» دسته‌بندی می‌شوند و تا حدی هم‌پوشانی دارند، اما تفاوت‌های آن‌ها همواره روشن نبوده است. شکل‌های ۱ و ۲ این تمایزها را به‌خوبی آشکار می‌سازند.

فایده‌گرایی در همه اشکال گردشگری غیرپایدار وجود دارد. جست‌وجوی منافع شخصی، سودگرایی ضمنی در مفهوم نئولیبرالی مسئولیت، فقدان همبستگی که در رفتارهای استثماری و سوداگرانه آشکار است، و «حمایت‌هایی» که اغلب رنگ و بوی بی‌تفاوت، نواستعماری یا حتی خصمانه دارند، مشخصه این سطح از گردشگری است. نمونه‌های شاخص شامل گردشگری انبوه سرمایه‌داری، اشکال انزواگونه (بدون تماس با مردم محلی)، گردشگری چشم‌چرانه و منفعل، گردشگری فقر و حتی بی‌احترامی به آیین‌های مقدس است.

چارچوب اخلاقی لیبرالیسم اجتماعی، اخلاق وظیفه‌گرا را معرفی می‌‌کند که بر وظیفه و عدالت توزیعی تأکید دارد. آن دسته از اشکال گردشگری که بر اساس مفهوم اجتماعی مسئولیت بنا شده‌اند و ذیل گردشگری پایدار طبقه‌­بندی می‌­شوند در این چارچوب قرار می‌­گیرند. این مسئولیت اجتماعی گرچه تلاش بسیاری برای بهبود به­‌زیستی جوامع میزبان انجام می‌­دهد، همچنان به منافع گردشگر اهمیت بیشتری می‌‌دهد. گردشگری انبوهِ روشن‌فکرانه و اشکال مسئولانه گردشگری مانند گردشگری کم‌­شتاب نمونه‌هایی از همین انواع منفعل‌ گردشگری پایدار و مسئولانه هستند. در اینجا خروجیِ همبستگی نیز اجتماعی است و به حفظ فرهنگ جوامع میزبان کمک می‌‌کند. در این سطح، همبستگی عمدتا اجتماعی است و به حفظ فرهنگ و پیوندهای محلی یاری می‌رساند. گردشگری دوستان و خویشاوندان، گردشگری دیاسپورا و گردشگری مذهبی مصادیق بارز این دسته‌اند. فعالیت‌های حمایتی نیز بیشتر جنبه اجتماعی-فرهنگی دارند: گردشگران در حین یا پس از سفر، دانش و تجربه‌های فرهنگی خود را در شبکه‌های اجتماعی توزیع می‌کنند و بدین‌ترتیب نوعی حمایت اجتماعی را محقق می‌سازند.

گونه‌های اخلاقی گردشگری که در ذیل اخلاق مراقبتی قرار می‌گیرند، متأثر از فلسفه انسان‌دوستی هستند. این رویکرد، مسئولیت را رابطه‌ای تعریف می‌کند و منافع فردی گردشگران را با هنجارهای نیکوکاری و خیرخواهی مهار می‌کند. گردشگری حامی‌فقرا، گردشگری تجارت منصفانه، مأموریت‌های مذهبی، انسان‌دوستی سلبریتی‌ها، بیشتر اشکال گردشگری داوطلبانه و حتی برخی کارهای میدانی دانشگاهی نمونه‌های شاخص این دسته‌اند. همبستگی در اینجا عمدتا احساسی است و به حمایت اخلاقی و انسان‌دوستانه از اقشار آسیب‌پذیر می‌انجامد. زمانی که گردشگران اطلاعات خود از جوامع میزبان را برای برانگیختن شفقت و کمک به کاهش رنج آن‌ها به اشتراک می‌گذارند، شکلی از حمایت بشردوستانه در عمل دیده می‌شود.

در پایین‌ترین ردیف شکل ۲، اخلاق ایجابی و پساانسان‌گرایی قرار دارد. در این سطح، گردشگری عدالت‌محور با مسئولیتی اساسا سیاسی تعریف می‌شود: سفری آگاهانه برای مبارزه با ریشه‌های نظام‌مند بی‌عدالتی و نابرابری. نمونه بارز آن «تورهای واقعیت برای تحول جهانی» است که هدفشان آشکارکردن و تغییر ساختارهای سرکوب است. در اینجا همبستگی نیز سیاسی است؛ گردشگران با شناخت منابع ستم و اقدام برای تغییر آن‌ها، در پی بازگرداندن عدالت‌اند. حمایت هم سیاسی است: گردشگران مخاطبان را به پذیرش ارزش‌ها، رفتارها و هویت‌های عادلانه‌تر دعوت می‌کنند، بر سیاست‌گذاری و شیوه‌های تجاری اثر می‌گذارند و دیگران را به پیوستن به شبکه‌های بین‌المللی کنش‌گران فرا می‌خوانند.

نتیجه‌­گیری

گردشگری عدالت‌محور شکلی سیاسی از سفر است و بازدید از مقصدهایی را شامل می‌­شود که با نوعی بی‌عدالتی یا نقض حقوق بشر مواجه هستند. هدف از این سفرها عبارت است از: (۱) ترویج همبستگی با جوامع محلی، (۲) تبدیل شدن به مدافعان عدالت برای این جوامع و (۳) مشارکت در فعالیت‌های اعتراضی برای ترویج اشکال عادلانه‌­تر جهانی‌شدن. این تعریف به نوعی از گردشگری اشاره دارد که در عصر جهانی‌شدن سرمایه‌داری، شرکت‌کنندگان —اعم از تورگردانان، ساکنان و گردشگران— را به پذیرش مسئولیت سیاسی برای زدودن بی‌عدالتی‌ها و مشارکت در همبستگی و حمایت سیاسی ترغیب می‌‌کند.

بررسی رویکردهای اخلاقی به ما نشان داد که چگونه نئولیبرالیسم و اخلاق فایده‌گرایانه، فرایند کالایی‌سازی را تشدید کرده‌اند. همچنین آشکار شد که اخلاق‌گرایی نئولیبرالیِ اجتماعی، نه‌تنها به وعده‌های خود در تحقق عدالت وفادار نمانده، بلکه در عمل به گسترش کالایی‌سازی اجتماعی و اخلاقی دامن زده است. همین ماهیت غیرسیاسی و صرفا اخلاق‌گرایانه است که هم به تعمیق کالایی‌سازی و هم به سیاست‌زدایی از گردشگری انجامیده است. بر این اساس، گردشگری عدالت‌محور نباید همچون سایر اشکال مشابه، به محصولی کالایی و تهی از ابعاد سیاسی کاسته شود یا ارزش‌های بنیادین خود را از دست بدهد. این نوع گردشگری نباید با ترویج نوعی اخلاق سطحی و نمایشی رام گردد و در نتیجه از پرداختن به ریشه‌های عمیق بی‌عدالتی و تحقق عدالت واقعی بازبماند.

همچنین، مشاهده کرده‌ایم که اخلاق ایجابی پساانسان‌گرا تنها رویکرد اخلاقی است که هم فردی و هم رابطه‌ای (برخلاف نهادی) و هم سیاسی (برخلاف اخلاق‌گرایانه) است. بنابراین، تنها رویکردی است که از فایده‌گرایی و اخلاق‌گرایی فراتر می‌‌رود و شمول همگانی (برخلاف فایده‌گرایی) و عمل سیاسی (برخلاف اخلاق‌گرایی) را در بر می‌‌گیرد. بنابراین، پساانسان‌گرایی تنها رژیم اخلاقی است که می‌‌تواند با کالایی‌­سازی جهانی مبارزه کند و سیاست‌­ورزی را بازگرداند. این نیز دلیل دیگری است که چرا پساانسان‌گرایی می‌‌تواند تغییرات بنیادین و جهانی‌شدگی واقعی را به ارمغان بیاورد.

بنابراین، برای این‌­که گردشگری به‌طور مؤثر به عدالت و گسترش گردشگری عدالت‌محور کمک کند، مسافران، میزبانان و تورگردانان باید سواد سیاسی پیدا کنند، یعنی یاد بگیرند چگونه سیاسی باشند و عمل سیاسی انجام دهند؛ یاد بگیرند مانند دیگری بیندیشند و باشند؛ به برخوردهای اخلاقی با تفاوت‌ها رغبت نشان دهند؛ و به اخلاق ایجابی پایبند باشند. سواد سیاسی و مسئولیت سیاسی، همبستگی و حمایت سیاسی از بروز جنبه‌های تاریک سیاست­‌گریزی و سیاست‌­زدایی مانند بی‌­اعتنایی، برتری‌طلبی و فقدان تعهد اجتماعی جلوگیری می‌‌کنند. در عوض، نیروهای کالایی­‌ساز را که به خصوصی‌سازی توسعه و اولویت دادن به مصرف‌ منجر می‌‌شوند، اصلاح می‌‌کنند و با گرایش‌های نئولیبرالی و مصرف‌گرایی، و همچنین غلبه اخلاق و دلسوزی بر مسئولیت و عمل سیاسی مبارزه می‌­کنند. از این رو، اخلاق ایجابی و آموزش‌های پساانسان‌گرایانه در مورد تفاوت، مسئولیت سیاسی، همبستگی و حمایت سیاسی می‌‌توانند به‌طور سازنده و مثبتی به تحقق گردشگری عدالت‌محور کمک کنند.

باید وعده پساانسان‌گرایی را جدی بگیریم تا درک‌­مان در مورد گردشگری عدالت‌محور را افزایش دهیم و اجرای مؤثر آن را در عمل پیش ببریم. پساانسان‌گرایی به‌عنوان رویکردی فلسفی، استثنا بودن انسان را رد می‌‌کند، از غیرانسان‌ حمایت می‌‌کند، فردیت را کنار می‌‌گذارد و دوگانه‌گرایی‌ها را از بین می‌‌برد. این رویکرد چالش‌هایی را برای گردشگری ایجاد می‌‌کند زیرا فرضیات وجودی و اخلاقی که گردشگری مدرن بر پایه آن‌ها و به شکل تجارتی استثماری بنا شده است را زیر سؤال می‌‌برد و ما را تشویق می‌­کند تا تقسیم­‌بندی‌های دوگانه مانند میزبان در مقابل مهمان را کنار بگذاریم و راه‌های غیراخلاق‌گرایانه‌ را برای مشارکت در اشکال مختلف گردشگری پیدا کنیم.

جدیدترین‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.