ناگفته‌های یک جنبش: معنای نگاه انتقادی در گردشگری (بخش اول)

نویسنده: جمعی از اندیشمندان
غرق شدن در جغرافیای امید
فلسفه های انتقادی در گردشگری
مجموعه یادداشت‌های پیش‌ِرو ترجمه‌ای است از گفت‌وگوهایی که با عنوان «نگاه انتقادی به گردشگری» در پلتفرم Good Tourism منتشر شده‌اند. در این مجموعه، از ۱۸ نفر از استادان برجسته دانشگاهی و فعالان حرفه‌ای گردشگری خواسته شده تا خیلی کوتاه توضیح دهند که «انتقادی نگریستن به گردشگری» از دید آنان چه معنایی دارد. این مجموعه را «ابوالفضل صیامیان گرجی»، دانشجوی دکتری مدیریت گردشگری از دانشگاه مالاگا اسپانیا ترجمه کرده است. 

گفت‌وگوی اول- کالین مایکل هال، استاد دانشگاه کانتربری، نیوزلند

جغرافیای امید!

من همواره نسبت به «جنبش مطالعات انتقادی گردشگری» (Critical Tourism Studies Movement) و معنای واقعی آن تردید داشته‌ام. به‌گمانم این جنبش دامنه گسترده‌ای دارد و بی‌تردید در گشودن فضای گفت‌وگو و ورود نگاه‌های تازه به مباحث گردشگری مؤثر بوده است؛ به‌ویژه از منظر فمینیستی، که بی‌شک شایسته استقبال است. با این حال، نگرانی من آن است که این جنبش به مترادفی برای پژوهش‌های کیفی ـ یا حتی نوعی موضع‌گیری در برابر پژوهش‌های کمّی ـ فروکاسته شود. این در حالی است که پژوهش کمّی نیز می‌تواند ماهیتی انتقادی داشته باشد. در واقع، پژوهش‌های کمّی، به‌ویژه آن‌هایی که از داده‌های زمان‌-‌مکان‌محور بهره می‌گیرند، گاه دقیق‌ترین ابزار برای آشکارسازی بی‌عدالتی‌های اجتماعی یا پیامدهای نامطلوب محیط زیستی هستند. از دید من، پژوهش انتقادی در گردشگری بر دو اصل استوار است:

  • نخست این‌که حتی به‌طور غیرمستقیم بر نظریه‌ انتقادی تکیه کند. یعنی دست‌کم باید نقش ساختار را در زندگی روزمره‌ انسان‌ها ـ از جمله در گردشگری ـ و تأثیر آن بر عاملیت فردی را به رسمیت بشناسد.
  • عنصر دوم، تحقق بخشیدن به ظرفیت‌های رهایی‌بخش گردشگری و پژوهش گردشگری است؛ یعنی تمرکز بر مسائلی چون عدالت اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی.

ترکیب این دو عنصر ما را به اصل سومی می‌رساند: نقش اِعمال قدرت و سوء‌استفاده از آن در گردشگری. به نظرم، جنبش مطالعات انتقادی در این حوزه به‌اندازه‌ کافی عمیق عمل نکرده است. این مسئله اهمیت زیادی دارد، زیرا اگر هدف آموزش و پژوهش، تأثیرگذاری واقعی است، نه‌تنها باید در برابر قدرت، حقیقت را بیان کند بلکه باید با قدرت تعامل داشته باشد تا بتواند گردشگری را در مسیر مطلوب هدایت کند. می‌پذیرم که این کار دشوار است، اما از نظر من، این بخشی از «جغرافیای امید در گردشگری» است.

[مترجم: در جهانی که گردشگری بیش از هر زمان به صنعتی مصرف‌گرا و ابزاری برای بازتولید نابرابری‌های اقتصادی و فرهنگی بدل شده است، مفهوم «جغرافیای امید» چشم‌اندازی متفاوت پیش رو می‌گذارد. این مفهوم ما را دعوت می‌کند تا در میان فضاهای تسخیرشده توسط منطق بازار، هنوز به امکان‌های تازه برای معنا، همدلی و بازسازی پیوندهای انسانی بیندیشیم. «جغرافیای امید» نه یک مکان جغرافیایی مشخص، بلکه نوعی چشم‌انداز اخلاقی و تخیلی است، جایی که سفر می‌تواند بار دیگر به تجربه‌ای رهایی‌بخش تبدیل شود: به امکانی برای دیدن دیگری، شنیدن صداهای خاموش، و بازاندیشی در نسبت خودمان با طبیعت و جامعه. در این معنا، بازگشت به جغرافیای امید، بازگشت به همان پرسش بنیادین است که گردشگری را از نو معنا می‌کند: چگونه می‌توان سفر کرد، بی‌آن‌که آسیب زد؟]

گفت‌وگوی دوم- رابین بوس‌تد، بنیان‌گذار مسیر هیمالیای بزرگ، نپال

ذهنیت مسئولیت‌پذیر

متأسفانه ما در زمانه‌ اغراق و بزرگ‌نمایی زندگی می‌کنیم. همه در لینکدین هیجان‌زده هستند، و به نظر می‌رسد گردشگری در وضعیت بحرانی قرار دارد. تردیدی نیست که برخی از دانشگاهیان نیز از «منتقد بودن» خود هیجان‌زده‌اند. در واقع، صنعت گردشگری در حال شکوفایی است و به‌هیچ‌وجه در وضعیت بحرانی قرار ندارد. تأثیرات آن می‌تواند هم به‌شدت مثبت و هم به‌شدت منفی باشد. گردشگری انبوه همیشه وجود داشته، حتی زمانی که مدها تغییر کرده‌ و از میان رفته‌اند. چالش واقعی این است که چگونه صاحبان کسب‌وکار و مسافران را به سوی «ذهنیت مسئولیت‌پذیر» هدایت کنیم – و این امر به تقویت مثبت  نیاز دارد، نه انتقاد.

گفت‌وگوی سوم- ملانی اسمیت، استاد دانشگاه کسب‌وکار بوداپست، مجارستان

اساتید گردشگری خودشان هم گردشگرند!

همیشه به خود می‌گفتم که «مطالعات انتقادی» چه تفاوتی با «مطالعات غیرانتقادی» در گردشگری دارد. در عرصه نظری، همه‌ آموزگاران و فعالان این حوزه باید اندیشمندانی منتقد باشند. ما باید دانشجویان خود را تشویق کنیم تا ذهنی جست‌وجوگر و پرسش‌گر داشته باشند و نقد کنند. به نظر می‌رسد که «مطالعات موسوم به گردشگری انتقادی» معمولا فلسفی‌تر و نظری‌تر از سایر شاخه‌های مطالعات گردشگری است، مثلا آن‌هایی که مدیریتی‌تر هستند.

در نظریه‌های گردشگری، ما اغلب از سناریوهای ایده‌آلی دفاع می‌کنیم که ممکن است در زندگی واقعی قابل اجرا باشند یا نباشند. با این حال، پژوهش‌گران و دانشگاهیان اغلب شکایت دارند که فعالان صنعت گردشگری به توصیه‌های آنان توجهی نمی‌کنند چه رسد به این‌که مقالات علمی آنان را بخوانند- که البته معمولا برای خوانندگان غیردانشگاهی قابل‌درک نیستند.

در عین حال، ما خودمان هر روز بیشتر در معرض انتقاد قرار می‌گیریم؛ نه‌تنها به‌عنوان دانشگاهیانی که با صنعت تعامل ندارند، بلکه به‌عنوان ریاکارانی که از یک‌سو گردشگری انبوه یا نقش گردشگری در تغییرات اقلیمی را نقد می‌کنند، اما از سوی دیگر پروازهای مکرر انجام می‌دهند آن هم به نام پژوهش علمی!

پیشنهاد می‌کنیم مقالۀ «ریاکاری و نااصالتی: گزیده‌­ای از اعترافات اکوتوریست­‌ها» را بخوانید.

درست یا غلط، انتقاد از اساتید و پژوهش‌گران گردشگری به دلیل سفرهای کاری‌شان تا حدی طعنه‌آمیز است. علاوه بر این، من و بسیاری از دانشگاهیان که در خارج از کشور و دور از خانواده و دوستان خود زندگی می‌کنیم، اگر سفر نکنیم، ارتباط شخصی خود را با خانه از دست می‌دهیم (و پلتفرم‌های دیجیتال مثل زوم هم جای خالی‌شان را پر نمی‌کند!)

البته ما باید در زندگی روزمره و برنامه‌های سفر خود انتخاب‌هایی پایدارتر و اخلاقی‌تر داشته باشیم. اما چه کسی تعیین می‌کند چه چیزی اخلاقی است؟ و مرز ازخودگذشتگی و نوع‌دوستی ما کجاست؟ اگر یک سفر ریلی سریع، مستقیم و مقرون‌به‌صرفه در دسترس باشد، من با خوشحالی آن را انتخاب می‌کنم. اما اگر سفر با قطار شامل چهار دفعه تعویض قطار باشد و دو برابر پرواز زمان و هزینۀ بخواهد، تردید خواهم کرد. همه‌ این‌ها یعنی این‌که: اساتید گردشگری هم خودشان گردشگرند!

گفت‌وگوی چهارم-دورجی درادول، نویسنده، مدیرکل پیشین گردشگری کشور بوتان

دوراندیشی و آینده‌نگری

انتقادی بودن نسبت به گردشگری، به‌ویژه «گردشگری انبوه»، به معنای داشتن نگاهی دوراندیش و آینده‌نگر است. بوتان کشوری است که همواره رویکردی انتقادی نسبت به گردشگری داشته است، به‌ویژه از منظر پایداری. از آغاز فعالیت گردشگری در این کشور در اوایل دهه‌ ۱۹۷۰، سیاست و عملکرد گردشگری بوتان بر اساس رویکرد «ارزش بالا، حجم پایین» بوده است؛ رویکردی که بر کیفیت به جای کمیت تأکید دارد تا اثرات منفی بر محیط‌ زیست و فرهنگ محلی را به حداقل برساند.

توصیه می‌کنیم مقالۀ «شادکامی: فسلفه، افسانه یا ابزاری برای کنترل تغییرات اجتماعی؟» در مورد گردشگری کشور بوتان را بخوانید.

انتقادی نگریستن به گردشگری یعنی بررسی آن از زوایای گوناگون، فراتر از منافع اقتصادی. مطالعات انتقادی گردشگری به این پیچیدگی‌ها می‌پردازند تا تأثیرات گسترده‌تر گردشگری را، فراتر از روایت‌های تبلیغاتی آن، درک و تحلیل کنند.

در اصل، انتقاد از گردشگری یعنی به چالش کشیدن پارادایم‌های غالب و زیر سؤال بردن پیش‌فرض‌های اولیۀ آن از جمله شناسایی شیوه‌های توزیع نابرابر منافع و استثمار منابع و نیروی کار محلی. منتقدان همچنین مفهوم «اصالت» در تجربه‌های گردشگری را بررسی و استدلال می‌کنند که تجاری‌سازی فرهنگ، اغلب منجر به از بین رفتن تنوع فرهنگی و فرسایش تجربه‌های اصیل برای بازدیدکنندگان و ساکنان محلی می‌شود.

پرداختن به پیامدهای محیط زیستی و عدالت اقلیمی نیز حیاتی است؛ زیرا گردشگری انبوه می‌تواند بر اکوسیستم‌ها فشار بیاورد و تغییرات اقلیمی را تشدید کند و به نابودی تنوع زیستی بینجامد. پیامدهای اجتماعی نیز مسئله‌ای دیگر است؛ سرریز گردشگری می‌تواند به ازدحام، جابه‌جایی ساکنان، و تعارض‌های فرهنگی منجر شود که در نتیجه نابرابری‌ها را تداوم می‌بخشد و جوامع محلی را به حاشیه می‌راند.

مطالعات انتقادی گردشگری چارچوبی برای ارزیابی نقش گردشگری در جامعه ارائه می‌دهند و بر مشارکت اخلاقی و الگوهای جایگزینی تأکید دارند که عدالت اجتماعی، پایداری محیطی و اصالت فرهنگی را در اولویت قرار می‌دهند. با اتخاذ دیدگاهی انتقادی، پژوهش‌گران و فعالان این حوزه می‌کوشند گردشگری را به تجربه‌ای عادلانه‌تر، مسئولانه‌تر و غنی‌تر برای همه ذی‌نفعان تبدیل کنند.

گفت‌وگوی پنجم- جیم بوچر، استاد دانشگاه دانشگاه کانتر‌بری کرایست چرچ، بریتانیا

ما باید همگی منتقد باشیم حتی نسبت به خودِ منتقدان

برای بیشتر مردم، واژه‌ «انتقادی» می‌تواند یکی از دو معنا را داشته باشد: یا بیان دلایلی برای این‌که چرا چیزی نادرست است یا کیفیت مطلوبی ندارد؛ یا نگریستن عمیق، چندسویه و از زاویه‌ای جدید به یک پدیده.

با این حال، پژوهش انتقادی از «نظریه‌ انتقادی» سرچشمه می‌گیرد و تلاشی است برای آشکار ساختن پیش‌فرض‌ها و ساختارهایی که نابرابری یا فقر را تداوم می‌بخشند. اما این رویکرد در گذر زمان دگرگون شده است.

امروزه، مسئله‌ای که بسیاری از پژوهش‌گران «انتقادیِ خودخوانده» در پی حل آن هستند، محدودیت‌هایی نیست که جامعه بر انسان و شکوفایی او تحمیل می‌کند، بلکه گرایش‌های انسانی است که به‌عنوان عاملی مخرب برای سیاره و تهدیدی برای دیگران تلقی می‌شوند. این نگاه منجر به نوعی بدبینی نسبت به گردشگری می‌شود؛ نگاهی که «گردشگر انبوه» را مصرف‌کننده‌ای بی‌فکر و فاقد فردیت یا عاملیت می‌پندارد. چنین تعصبی در لباس انتقاد ظاهر می‌شود و گاه به گردشگرگریزی منتهی می‌شود.

علاوه بر این، نقطه‌ آغاز برخی از پژوهش‌گران انتقادیِ گردشگری، نادیده گرفتن میراث مثبت فرهنگی و اقتصادی گردشگری و ظرفیت رهایی‌بخش آن است. آنان در عوض، اصطلاح سرریز گردشگری را به عنوان ویژگی اصلی گردشگری امروز برگزیده‌اند. این افراد به گونه‌‌ای رفتار می‌کنند گویی همه‌ مرزهای فرهنگی و طبیعی، در سطح محلی و جهانی، از میان رفته است.

بدیهی است که در مسیر تلاش برای نقد و آشکارسازی پیش‌فرض‌های دیگران، خودِ پژوهش انتقادی نیز پیش‌فرض‌ها و فرضیات خاص خود را پرورانده است و این‌ها نیز باید مورد نقد قرار گیرند. اگر به تعریف عمومی «انتقادی بودن» بازگردیم، یعنی نگریستن ژرف و از زوایای گوناگون، درمی‌یابیم که همه‌ ما باید منتقد باشیم. امروزه این امر حتی می‌تواند شامل نقدِ منتقدانِ گردشگری نیز باشد.

گفت‌وگوی ششم- ملیسا تیِلینگ، بنیان‌گذار Sustainable Journeys، Charitable Travel، بریتانیا

ارائه‌ جایگزین‌هایی پایدار، مسئولانه و لذت‌بخش

انتقادی بودن نسبت به گردشگری مدرن به معنای اتخاذ رویکردی پرسش‌گر، کل‌نگر و توانمندساز است؛ رویکردی که می‌کوشد جنبه‌های پیچیده و گاه مسئله‌ساز گردشگری را به‌صورت شفاف درک و برطرف کند، بی‌آن‌که خواستار توقف یا مرگ گردشگری باشد.

ما می‌توانیم با انتخاب آگاهانۀ محصولات گردشگری دست به اقدام مؤثر بزنیم، نه صرفا با انتقاد کردن از حاشیه. هر بُعدی از پایداری اهمیت دارد. ما می‌توانیم با ایجاد توازن و اطلاع‌رسانی درست، به مشتریان کمک کنیم تا از سردرگمی در هنگام انتخاب‌ بیرون بیایند.

بیش از آن‌که منتقد باشیم، می‌توانیم وضعیت موجود یعنی الگوهای سنتی سفر را به چالش بکشیم و سفرهایی را طراحی کنیم که مسئولانه‌، پایدار و در عین حال شگفت‌انگیزند؛ تعطیلاتی که مردم واقعا بخواهند انتخاب کنند، نه چیزی که آن را همچون «دارویی تلخ» بپذیرند.

ما می‌توانیم رویکردی اتخاذ کنیم که از شیوه‌ها و سیاست‌های عادلانه، پایدار و محترمانه نسبت به انسان و سیاره حمایت کند؛ با دقت در انتخاب‌هایی که برای مشتریان انجام می‌دهیم. می‌توانیم در سفرهایمان تا حد ممکن از حمل‌ونقل ریلی استفاده کنیم حتی اگر فقط در یک مسیر باشد، زیرا می‌دانیم که مشتریان ممکن است محدودیت زمانی یا مالی داشته باشند.

می‌توانیم این امکان را به مشتریان بدهیم که آگاهانه انتخاب‌های بهتری داشته باشند از جمله هتل‌های پایدارتر، وسایل نقلیه‌ دوستدار محیط‌زیست در مقصد، تجربه‌های گردشگری اجتماعی، سفر در فصل‌های خلوت‌تر، و تعاملات مثبت با محیط و جوامع محلی.

جدیدترین‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.