ذهن‌آگاهی در گردشگری

نویسنده: Gianna Moscardo
ذهن‌آگاهی شما را به حیوانی مطیع تبدیل می‌کند که هرگز قصد شکایت ندارد.
«غذا، دعا، عشق» یا «یادآوری کامل»: ذهن‌آگاهی در گردشگری
این مطلب، اقتباس فصلی با عنوان Eat Pray Love or Total Recall? Mindfulness and Tourism  است که پروفسور Gianna Moscardo در کتاب Tourism as a Pathway to Hope and Happiness منتشر کرده است. خانم موسکاردو از اساتید شاخص گردشگری دانشگاه James Cook استرالیاست.

«یادآوری کامل» و «غذا، دعا، عشق» دو فیلم محبوبی هستند که نگاه متفاوتی به گردشگری دارند. یادآوری کامل که داستانی علمی‌تخیلی است آینده‌ای تاریک و حزن‌آلود را ترسیم می‌کند، جایی که اکثر مردم فقیرند، از جهش‌های ژنتیکی رنج می‌برند و مجبور به انجام مشاغل خطرناک و تحمل شرایط ناگوارند. در این آینده دهشتناک و شاید باورپذیر، مردم عادی فقط می‌توانند از طریق کاشت تجربه در مغزشان سفر کنند. در این فیلم یک اشتباه در القای تجربه‌، قهرمان داستان را راهی سفری برای خودیابی می‌کند. «غذا، دعا، عشق»، داستانی عاشقانه در دنیای معاصر و بر اساس رویدادهای واقعی است. قهرمان این داستان بعد از روابط ناموفق، از زندگی روزمره خود فرار می‌کند و در جست‌وجوی خوشبختی و خویشتنِ واقعی تصمیم به سفر می‌گیرد. او در ایتالیا از غذا خوردن لذت می‌برد، در هند مشغول دعا می‌شود، و در اندونزی عشق واقعی را می‌یابد.

هر دو قهرمان ما در تلاش برای یافتنِ خود سفر می‌کنند. در «یادآوری کامل» مسافر تصمیم می‌گیرد در مقابل حکام ظالم سرکشی کند و بعد از شکست دادنشان، مستضعفان را از عواقب منفی محیط زیستی توسعه‌ افسارگسیخته آزاد می‌کند. در «غذا، دعا، عشق»، مشخص نیست که مسافر خویشتنِ اصیل خود را پیدا می‌کند، اما به نظر می‌رسد شادی و عشق واقعی را می‌یابد. هر دو نمونه، داستان‌هایی هستند از سفرهای تحول‌آفرین، البته به روش‌های بسیار متفاوت. فیلم «غذا، دعا، عشق»، دلربا و زیباست، تبلیغی برای سه مقصد گردشگری که به جوانانِ متمولِ سفیدپوست این شانس را می‌دهد که با سفر به جایی دیگر، نیک‌بختی را پیدا کنند.

این مضمون که گردشگری می‌تواند نیرویی تحول‌آفرین باشد، بارها در محافل دانشگاهی تکرار شده است. فیلم «یادآوری کامل» اما تصویری سرد و خشن ارائه می‌دهد و عملا هشداری است برای آن‌که گردشگران در خانه بمانند؛ موضوعی که هرچند در مباحث گردشگری پایدار مطرح می‌شود، ولی چندان رایج نیست. در مقابل، قهرمان فیلم «غذا، دعا، عشق» ماجراجویی خود را در روزگار معاصر آغاز می‌کند و مدتی را به مراقبهٔ ذهن‌آگاهانه (mindfulness meditation) می‌پردازد؛ تجربه‌ای که برای گردشگران سفیدپوستِ مرفه، جلوه‌ای شیک، رازآلود و شرقی دارد و جایگزینی جذاب برای الگوهای متداول سفر به شمار می‌آید. در این نوشتار، همین ذهن‌آگاهی و چگونگی استفاده از آن در گردشگری برای دست‌یابی به به‌زیستی را بررسی می‌کنیم.

ذهن‌آگاهی

ذهن‌آگاهی حالتی انعطاف‌پذیر از حضور ذهن در لحظه است، پیوسته چیزهای تازه را می‌بینیم و به محیط پیرامون حساسیم. این پدیده نوعی «آگاهی لحظه‌به‌لحظه و بی‌قضاوت» است؛ گویی از زندگی ماشینی بیدار می‌شویم و تازگی را در تجربه‌های روزمره می‌یابیم. وقتی ذهن‌آگاهیم، در زمان حالیم، متمرکزیم، و به جای واکنش‌های خودکار و بی‌فکر، پاسخ‌هایی نو و سنجیده می‌دهیم.

در دهه‌ گذشته، گفتمان ذهن‌آگاهی چه در روان‌شناسی و چه بیرون از آن گسترش یافته و به‌عنوان روشی درمانی در مشاوره‌های روان‌شناختی پذیرفته شده و به کالایی پرطرفدار در میان مصرف‌کنندگان مرفهِ عمدتا سفیدپوست از کشورهای ثروتمند بدل گشته است. در گفتمان عمومی و حتی دانشگاهی، ذهن‌آگاهی غالبا با مراقبه یکی انگاشته می‌شود، حال آن‌که این دو متمایزند. مراقبه نوعی تمرین است که مدعی بهبود به‌زیستی است و در همهٔ ادیان بزرگ ردپایی دارد؛ اما در غرب عمدتا مراقبه بودایی مورد استقبال قرار گرفته است.

سه نوع ذهن‌آگاهی را می‌توانیم از هم تمیز دهیم: بودایی، لانگری، و مراقبه‌محور. گرچه بسیاری از نویسندگان غیرمتخصص با تکیه بر نوشته‌های جان کابات‌زین، ذهن‌آگاهیِ بودایی را پدیده‌ای روان‌شناختی قلمداد می‌کنند، اما در اصل چنین برداشتی نادرست است. کابات‌زین ذهن‌آگاهی مراقبه‌محور را با ریشه‌های بوداییِ آن پیوند می‌دهد، اما بهره‌گیری از مراقبه برای دست‌یابی به ذهن‌آگاهی سابقه‌ای بسیار کهن‌تر دارد و شیوه‌های مراقبه به‌مراتب متنوع‌تر از چارچوب پیشنهادی اوست. به بیان ساده، نه همهٔ مراقبه‌ها به ذهن‌آگاهی ختم می‌شوند و نه ذهن‌آگاهی را می‌توان صرفا برابر با مراقبه دانست.

این رویکرد توسط برخی روان‌شناسان در پاسخ به تقاضای فزایندهٔ مصرف‌کنندگان پذیرفته شده است. نتیجهٔ این روند، کالایی‌شدن مراقبه و گزینشی‌کردن عناصر فرهنگ بودایی است. ذهن‌آگاهی پدیدۀ اجتماعی قدرتمندی است، اما گرایش کنونی به آن ریشه در ارزش‌های غربی برای حل سریع مسائل و علاقه به عناصر ماوراء طبیعی دارد. این برداشت، نمایش نادرستی از جایگاه و ارزش مراقبه در آیین بودایی است، از جمله به تصویر کشیدن آن به‌عنوان یک روش عقلانی ناب برای خودکاوی؛ این تعریف برای بودایی‌ها از هر جهت غریب است. تعجبی ندارد که بودایی‌ها از تصاحب عنصری واحد از دین‌شان توسط کسانی که درکی از مجموعه باورهای معنویشان ندارند، بیزارند.

انتقاد عمده دیگر به ذهن‌آگاهی بودایی، تأکید آن بر پذیرش وضعیت موجود است. بیایید از رمان دانه‌چین‌های اسکارلت توماس برای شما نقل قول کنم. این رمان درباره نسل‌های مختلف خانواده‌ای است که جویای میان‌بری برای یافتن شادی ابدی هستند: «به نظر می‌رسد ذهن‌آگاهی … قصد دارد شما را به حیوانی مطیع تبدیل کند که تمام روز در مزرعه است، هرگز شکایتی ندارد و پرچین‌ها و حصارها را خراب نمی‌کند». برخی جامعه‌شناسان معتقدند که پذیرش ذهن‌آگاهی بودایی با برنامه‌های نئولیبرال و سرمایه‌داری برای سکوت در برابر بی‌عدالتی اجتماعی، نابرابری اقتصادی و تخریب ‌محیط زیستی هم‌راستاست.

ذهن‌آگاهی لانگری بر پردازش دوگانه استوار است که مفهومی اساسی در روان‌شناسی است. این مفهوم بیان می‌کند در هر وضعیتی، ترکیبی از متغیرهای شخصی و موقعیتی، افراد را تشویق می‌کند تا در یکی از دو حالت شناختی زیر قرار گیرند:

  • تفکر سطحی و شتاب‌زده: در این حالت، افراد بیشتر به کلیشه‌ها و عادات گذشته تکیه می‌کنند و به اطلاعات جدید و پردازش دقیق آن توجه کمی دارند. لانگر این وضعیت را «فقدان ذهن‌آگاهی» یا «پریشان‌حواسی» می‌نامد.

  • تفکر ژرف و نظام‌مند: در این حالت، افراد به‌طور فعال درگیر پردازش اطلاعات می‌شوند، توجه و دقت بالایی دارند و پاسخ‌های خود را بر اساس داده‌های موجود تنظیم می‌کنند. لانگر این وضعیت را «ذهن‌آگاهی» می‌نامد.

لانگر معتقد است تغییر شرایط موقعیتی می‌تواند ذهن‌آگاهی را تحریک کند. او همچنین بر این باور است که تغییرات درون‌فردی را می‌توان با فنون مختلفی از جمله تمرین‌ خلاقیت و آموزش مهارت‌های فراشناختی و مراقبه تقویت کرد. بسیاری از مداخلات موقعیتی ابزارهایی برای برهم‌زدن روال‌های معمول و تقویت ذهن‌آگاهی هستند. این مداخلات گاهی پنهان‌اند، به‌گونه‌ای که فرد متوجه آن‌ها نمی‌شود و آن‌ها را بخشی طبیعی از محیط می‌پندارد. در مقابل، مداخلات آشکار شامل فعالیت‌هایی هستند که فرد به آن‌ها آگاه است یا حتی فعالانه در آن‌ها مشارکت می‌کند تا ذهن‌آگاهی خود را افزایش دهد و از پاسخ‌های خودکار و بی‌فکر اجتناب کند. برخی مداخلات فراشناختی آشکار، مانند تمرین‌ خلاقیت، تمرکز حواس چندحسی هدفمند، و انواع بازی، قابلیت ادغام در تجربه‌های گردشگری را دارند.

تکنیک‌های ذهن‌آگاهی لانگری، چه ناشی از مداخلات موقعیتی باشند و چه شخصی، به تقویت حافظه، بهبود یادگیری، افزایش خلاقیت، تقویت حس کنترل و خودکارآمدی، تجربه غرقگی بیشتر، ایجاد احساسات مثبت، کاهش دیدگاه‌های جبری، تغییر نگرش، افزایش سازگاری رفتاری، آگاهی بیشتر از ارزش‌های شخصی و همچنین تصمیم‌گیری مؤثرتر منجر می‌شوند.

با این ‌حال، ذهن‌آگاهی گرچه شرط لازم برای بروز این اثرات است اما کافی نیست. اگر در هنگام یادگیری، مطالب ارائه شده قابل درک‌ نباشد یا منطق منسجمی را دنبال نکند یا شواهد کافی برای اثبات آن‌ها وجود نداشته باشد، ذهن‌آگاهی به یادگیری منجر نخواهد شد. همچنین افراد ذهن‌آگاه غالبا از ارزش‌های خود آگاه‌ترند، اما اگر این ارزش‌ها منفی باشد، مانند مصرف بی‌رویه، رفتارهای ناپایدار در آن‌ها ممکن است تشدید شود. در نتیجه، ذهن‌آگاهی لزوما رفتار اخلاقی ما را تضمین نمی‌کند.

طرفداران ذهن‌آگاهی لانگری معتقدند که مراقبه می‌تواند ذهن‌آگاهی را افزایش دهد، اما یگانه راه رسیدن به ذهن‌آگاهی نیست. در عوض، طرفداران ذهن‌آگاهی مراقبه‌محور بر این باورند که مراقبه برای رسیدن به ذهن‌آگاهی ضروری است. رویکرد لانگری به‌دنبال ترویج ذهن‌آگاهی برای افزایش به‌زیستی کلی ماست و به ما کمک می‌کند تا تصمیمات بهتری بگیریم، یادگیری و بهره‌وری خود را افزایش دهیم، و همچنین خلاق‌تر، ایمن‌تر و سالم‌تر باشیم. در حالی که ذهن‌آگاهی مراقبه‌محور بر مدیریت وضعیت درمانی مانند درد مزمن، اضطراب و اختلالات مرتبط با استرس تأکید می‌کند؛ بنابراین به پزشکی و پزشکی جایگزین نزدیک‌تر است.

مداخلات ذهن‌آگاهی مراقبه‌محور از نوع آشکار است و نیازمند صرف زمان و تلاش فراوانی از سوی مصرف‌کنندگان آن است. این در حالی است که مداخلات ذهن‌آگاهی لانگری می‌تواند آشکار یا پنهان باشد و حتی زمانی که آشکارند می‌توانیم آن‌ها را به‌راحتی در زندگی روزمره جای دهیم. همچنین، ذهن‌آگاهی لانگری تأکید دارد که ذهن‌آگاهی می‌تواند ویژگی‌ای شخصیتی باشد، یعنی برخی افراد به‌طور کلی ذهن‌آگاهی بیشتری نسبت به بقیه دارند.

طرفداران ذهن‌آگاهی مراقبه‌محور معتقدند که عنصر تأمل در مراقبه به ما کمک می‌کند تا در رفتارهای خود بازنگری کنیم و از عادات پریشان‌وار دوری و عادات ذهن‌آگاهانه را جایگزین آن‌ها کنیم. در اینجا نیز، مانند مداخلات ذهن‌آگاهی لانگری، مراقبه ابزاری شخصی است که می‌توانیم از آن برای رفع پریشان‌حواسی استفاده و موضعی ذهن‌آگاهانه‌تر در زندگی اتخاذ کنیم.

گرچه مطالعاتی نشان داده‌اند که اثرات ذهن‌آگاهی مراقبه‌محور مفیدند، این پژوهش‌ها ضعف‌های روش‌شناختی عمده‌ای دارند. علاوه بر این، حتی یافته‌های مطالعاتی که ضعف‌های روش‌شناختی ندارند حاکی از مزایای کوتاه‌مدت مراقبه برای برخی از مصرف‌کنندگان است و تقریبا شواهدی وجود ندارد که بیان‌گر مزایای میان‌مدت و بلندمدت این مداخلات باشد. در واقع، نمی‌توان ادعا کرد که این مداخلات مؤثرتر از دارو، ورزش، تکنیک‌های ریلکسیشن بدون مراقبه، درمان‌های شناختی بدون مراقبه، تعامل اجتماعی، یا تکنیک‌های مشاوره سنتی هستند. همچنین مراقبه ممکن است برای برخی‌ها مضر باشد. یعنی می‌تواند حوادث ناگوار را به‌یاد ما آورد، هویت ما را به چالش بکشد و باعث شود به شرایط بیرونی که غالبا ورای کنترل ماست پاسخ‌های منفی دهیم.

ذهن‌آگاهی در گردشگری

از بحث‌هایی که تاکنون انجام دادیم سه نتیجه می‌توانیم بگیریم:

  • شواهدی کمی از اثر مراقبه بر ذهن‌آگاهی وجود دارد، اما افرادی هستند که از آن سود مالی می‌برند و بازار بزرگی حول آن شکل گرفته است.
  • باید مراقب تصاحب فرهنگی و کالایی شدن بودایی به‌عنوان محصولی برای گردشگران غربی باشیم.
  • ذهن‌آگاهی لانگری جامع‌ترین و علمی‌ترین رویکرد به ذهن‌آگاهی و به‌زیستی است.

حال، در گردشگری چه کسی باید ذهن‌آگاه باشد؟ همه ذی‌نفعان کلیدی باید ذهن‌آگاه باشند شامل گردشگران، ساکنان مقصد، کسب‌وکارهای گردشگری، ارائه‌دهندگان خدمات گردشگری، برنامه‌ریزان، سیاست‌گذاران و سازمان‌های مدیریت مقصد.

و چرا باید ذهن‌آگاه باشیم؟ ذهن‌آگاهی در سه سطح مزیت‌آفرین است. واضح‌ترین سطح، به‌زیستی فردی است؛ ذهن‌آگاهی با اثرات مثبت شناختی، عاطفی، و جسمی همراه است. سطح دوم، اثر مستقیم بر تصمیم‌گیری بهتر، تقویت حافظه و پاسخ‌های عاطفی و هیجانی مثبت به شرایط است. کارکنان ذهن‌آگاه کارایی و عملکرد کسب‌وکار را بهبود می‌بخشند و گردشگران ذهن‌آگاه نظرات مثبت بیشتری را در پلتفرم‌های مختلف درج می‌کنند و تمایل به خرید مجدد آنان بیشتر است. در سطح سوم، مزایای بلندمدت و جمعی است که به ما در رسیدن به توسعه پایدار کمک می‌کند.

نتیجه‌گیری

اگر به دو داستان ابتدایی این فصل بازگردیم، می‌بینیم که داستان «یادآوری کامل» با پیروزی نور بر تاریکی و خیر بر شر پایان می‌یابد. اتفاقات پرچالش، قهرمان داستان را وادار می‌کند تا در باورها و ارزش‌های خود تجدیدنظر کند و در پی رویکردی جایگزین برای حل مشکلات پیش‌رو باشد. در فیلم «غذا، دعا، عشق» گرچه فیلم پایان خوشی دارد، ولی رُمانی که فیلم بر آن اساس تهیه شده این‌طور نیست. متأسفانه، قهرمان داستان، عشق واقعی را پیدا نمی‌کند. او پس از بازگشت به کشورش، رابطه‌ عاشقانه‌ای را که در تعطیلات آغاز کرده خاتمه می‌دهد. این پایان‌های غیرمنتظره نشان می‌دهد که هنگام صحبت در مورد تشویق گردشگران به ذهن‌آگاهی باید محتاط باشیم زیرا همیشه نمی‌توان عواقب آن را پیش‌بینی کرد.

به‌طور منطقی ذهن‌آگاهی باید برای به‌زیستی گردشگران و سایر ذی‌نفعان گردشگری مفید باشد. همچنین می‌توانیم ادعا کنیم اگر کسب‌وکارهای گردشگری خدمات مفیدی ارائه دهند، گردشگران ذهن‌آگاه‌ با ثبت نظرات مثبت و خرید مجدد، از آن کسب‌وکارها حمایت می‌کنند. با این حال، باید بدانیم که فرد ذهن‌آگاه ذاتا فردی اخلاقی یا خوب نیست. قاتلان سریالی و کلاهبرداران غالبا افرادی بسیار ذهن‌آگاه هستند.

ذهن‌آگاهی، ما را برای دریافت و درک پیام‌ها و ارزش‌های گردشگری پایدار آماده می‌کند، اما این شرط لازم برای اقدام است ولی کافی نیست. ذهن‌آگاهی می‌تواند حالتی شناختی در گردشگر ایجاد کند که به احتمال زیاد منجر به افزایش حمایت وی از پایداری می‌شود. اما این مهم مستلزم آن است که به گردشگران اطلاعات و تجربه‌هایی عرضه شود که نه‌تنها ذهن‌آگاهی آن‌ها را تقویت می‌کند، بلکه به آن‌ها رهنمودهایی در مورد پایداری و فرصت‌هایی برای مشارکت در اقدامات پایدار در حین سفر می‌دهد. همچنین مستلزم آن است که سازمان‌های گردشگری در مورد اعمال و اقدامات خود شفاف، قابل اعتماد و ثابت‌قدم باشند.

جدیدترین‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.