ژئوپارکها (زمینگردشگاهها) با توانایی بینظیر خود در حفاظت از میراث زمینشناختی و بهبود شرایط اقتصادی جوامع محلی، به یکی از ارکان کلیدی توسعه پایدار در قرن بیستویکم تبدیل شدهاند. در حالی که تا پایان قرن بیستم، توجه به میراث زمینشناختی و نقش آن در شکلدهی به هویت فرهنگی و اقتصادی مناطق محروم مورد غفلت قرار گرفته بود، با آغاز به کار شبکه جهانی ژئوپارکها در سال ۲۰۰۴ این مناطق به مراکز نوینی برای آموزش و حفاظت تبدیل شدند.
آموزش در ژئوپارکها از طریق تفسیر است که نقشی حیاتی در انتقال ارزشهای محیط زیستی و زمینشناختی به بازدیدکنندگان ایفا میکند. بدون چنین تفسیرهایی، بسیاری از بازدیدکنندگان ممکن است از درک اهمیت این مکانها و ارتباطشان با تاریخ طبیعی و محیط زیست باز بمانند.
ژئوتوریسم یا زمینگردشگری، به دنبال تجربه و شناخت تفریحی پدیدههای زمینشناختی و طبیعی است. این نوع گردشگری به بازدیدکنندگان امکان میدهد تا از طریق مشاهده و یادگیری، به درکی بهتر از فرایندهای طبیعی برسند و به طور همزمان نقش مؤثرتری در حفاظت از منابع طبیعی به ویژه طبیعت بیجان ایفا کنند.
ژئوپارکها، به عنوان مهمترین مقصدهای ژئوتوریسم، مناطقی با ژئوسایتهای منحصربهفردند که با هدف آموزش، حفاظت از منابع طبیعی و ترویج توسعه پایدار شکل گرفتهاند. ژئوسایتها میراث زمینشناختیاند؛ مکانهایی با ویژگیهای زمینشناختی برجسته مانند ساختارهای خاص زمینشناسی و زمینشکلشناسی، فسیلها و دیگر پدیدههای طبیعی که ارزش علمی، تفریحی و آموزشی بالایی دارند.
برای معرفی و حفاظت از ژئوپارکها و ژئوسایتها، وجود یک نظام تفسیری جامع و مؤثر ضروری است. ژئوپارکهای ایران، از جمله ژئوپارکهای قشم، ارس و طبس، به عنوان نمونههای برجسته از میراث زمینشناختی، نیازمند چنین نظامی هستند تا بتوانند هم به رسالت آموزشی و حفاظتی خود عمل کنند و هم در مسیر توسعه پایدار و بهبود کیفیت زندگی جوامع محلی گامی اثربخش بردارند.
تفسیر میراث در ژئوپارکها
تفسیر میراث به معنای روایت داستانهایی درباره محیط است که اهمیت و ارزشهای یک منطقه را به بازدیدکنندگان منتقل میکند. تفسیر، فرایندی است که به کمک آن ارتباط عمیقتری میان افراد و محیط پیرامونشان برقرار میشود. این ارتباط به بازدیدکنندگان کمک میکند تا به جای آنکه صرفا ناظری بیتفاوت باشند، درگیر و کنجکاو شوند و درک بهتری از آنچه میبینند، پیدا کنند. برخلاف تصور اکثر ما، تفسیر تنها به حضور یک راهنما محدود نمیشود و روشها و ابزارهای متنوع و متعددی دارد.
تفسیر یا آموزش غیررسمی گردشگران در ژئوپارکها عاری از هرگونه اجبار است. بازدیدکنندگان آزادند که به دلخواه در معرض آموزش قرار بگیرند و از آن لذت ببرند. این روش برخلاف آموزش رسمی که بر پایه مقررات و ساختارهای دقیق است، به افراد اجازه میدهد که به خواست خود و براساس سلیقه خود یاد بگیرند. اما لازم است چنین آموزشهایی جذابیت داشته باشند تا بازدیدکننده را جذب کنند. در بسیاری از موارد، افراد از طریق این روایتها با درکی جدید و عمیقتر به اهمیت حفاظت از محیط زیست پی میبرند. این آگاهی میتواند نگرش و حتی رفتار آنها را نسبت به منابع طبیعی تغییر دهد. تفسیر نوعی پل میان بازدیدکننده و میراث طبیعی است که نه تنها اطلاعاتی را منتقل میکند، بلکه الهامبخش است و بازدیدکننده را تشویق میکند که مسئولیت بیشتری در قبال محیط پیرامون خود تقبل کند.
ژئوپارکها، به عنوان بسترهای اصلی ژئوتوریسم، این امکان را فراهم میآورند که بازدیدکنندگان همزمان با سرگرمشدن، جزئیاتی جذاب درباره میراث زمینشناختی و فرهنگهای پیرامون یاد بگیرند. این فضاها با برنامههای تفسیری خود میتوانند تجربهای غنی از شناخت طبیعت و تاریخ زمین را به مخاطبان ارائه دهند و ارتباطی پایدار میان انسان و طبیعت ایجاد کنند. در واقع، تفسیر در ژئوپارکها به بازدیدکنندگان این امکان را میدهد که از زاویه دیگری به زمین نگاه کنند و ارزشهای نهفته در آن را کشف کنند.
پیشهاد میکنیم مقالات زیر را نیز بخوانید:
ضعف مدیریت تفسیر میراث در ژئوپارکهای ایران
ضعف مدیریت تفسیر در ژئوپارکهای ایران، مسألهای بنیادین است که بر توسعه و پایداری این مناطق تأثیر جدی گذاشته است. بررسی روند ایجاد و توسعه ژئوپارکها در ایران نشان میدهد که جزیره قشم، نخستین ژئوپارک ایران، در سال ۱۳۸۵ به شبکه جهانی ژئوپارکهای تحت حمایت یونسکو پیوست. با این حال، به دلیل عدم تطابق با استانداردهای بینالمللی و نبود آگاهی کافی مدیران از فلسفه و اهداف ژئوتوریسم، این ژئوپارک در سال ۲۰۱۲ از این شبکه حذف شد. براساس گزارش بازرس وقت یونسکو، دو دلیل اصلی حذف ژئوپارک قشم، عدم تمکین به اصول علمی ژئوتوریسم و مشارکت ضعیف در شبکه جهانی ژئوپارکها بود. این اتفاق نشان میدهد که مدیریت ژئوتوریسم در ایران هنوز با چالشهای عمیقی روبروست. خوشبختانه، با تلاشهای مستمر، ژئوپارک قشم در سال ۲۰۱۷ مجددا به این شبکه پیوست.
یکی از مسائل اساسی در ناکارآمدی ژئوپارکهای ایران، عدم درک نقش تفسیر و دانش مربوط به تفسیر است. در کشورهای پیشرفته، تفسیر میراث یکی از ستونهای اصلی موفقیت ژئوپارکها و توسعه گردشگری پایدار است. تفسیر در کشورهای پیشرفته بیش از یک قرن تجربه و نیم قرن سابقه دانشگاهی دارد، در حالی که در ایران، نظام تفسیری هنوز بهطور جامع پیادهسازی نشده است. ایجاد رشته علمی تفسیر، تطبیق با استانداردهای بینالمللی و بهرهگیری از تجربههای موفق جهانی در این زمینه، کلید اصلی موفقیت ژئوپارکهای ایران خواهد بود.
حال که تفسیر در ژئوپارکهای ایران با چالشهای جدی مواجه است و وضعیت موجود تفسیر درژئوپارک جهانی قشم، بهعنوان ژئوپارک مادر، پایینتر از سطح استانداردهای بینالمللی است[۱] و با وضعیت مطلوب فاصله زیادی دارد چه اقداماتی میتوان برای رفع کمبودها در این حوزه انجام داد؟ ژئوپارکهای ایران در راستای مدیریت مؤثر تفسیر و ارتقاء تجربه بازدیدکنندگان، نیازمند توجه به مؤلفههای کلیدی متعددی هستند که هر یک در جلب و حفظ مخاطب نقشی اساسی ایفا میکند. در ادامه به برخی از این مؤلفهها اشاره میکنم.
نخستین مؤلفه، ایجاد ارتباط معنادار بین مخاطب و جهان پیرامون است. این ارتباط نه تنها بر درک عمیقتر بازدیدکنندگان از میراث طبیعی و فرهنگی تأثیرگذار است، بلکه باعث ایجاد حس تعلق و مسئولیت نسبت به حفظ این میراث میشود. دومین مؤلفه، دسترسی به دانش بهروز و مؤثق است. اطلاعات علمی و تحقیقات بهروز نه تنها غنای محتوای ارائهشده را افزایش میدهد، بلکه به جذابیت و اعتبار تفسیر نیز میافزاید. در این راستا، مهارتهای فن بیان اهمیت بهسزایی دارند. توانایی مفسر در بیان مؤثر مفاهیم، موجب جلب توجه و علاقهمندی بیشتر وی به موضوعات شود. همچنین، قابلفهم کردن اطلاعات علمی از طریق شبیهسازی و انواع نمایشهای بصری، به درک بهتر و عمیقتر مفاهیم دشوار کمک خواهد کرد. ایجاد انگیزه، جرقههای ذهنی و تحریک کنجکاوی مخاطبان نیز از اهداف کلیدی در تفسیر میراث است.
علاوه بر این، عشق به طبیعت برای به اشتراکگذاری اطلاعات و تجربیات، نقش حیاتی در شکلگیری ارتباط عمیقتر بین بازدیدکنندگان و میراث طبیعی ایفا میکند. مفسران در کنار عشق به میراث طبیعی باید خودشان الگویی حیرتانگیز باشند. ارائه خلاقانه مطالب میتواند الهامبخش مخاطبان باشد و آنها را به تفکر وادارد. در این راستا، استفاده از فناوریهای پیشرفته و انواع هنرها مانند بازیگری میتواند به جذابیت تفسیر افزوده و اطلاعات را به شیوهای دلنشین و خارقالعاده ارائه دهد.
بهعلاوه، باید به نیازهای مختلف گروههای سنی با تواناییهای جسمی و ذهنی گوناگون توجه شود. همچنین، مکانهای روباز و مسقف مناسب برای برگزاری فعالیتهای آموزشی و تفسیری باید در نظر گرفته شود. روایتگری در تفسیر، اصلی بنیادین است. اطلاعات را باید به شیوۀ داستانی منتقل کرد. در این فرایند، گزیدهگویی (بیان نکات کلیدی بهصورت مختصر و مفید)، گزیدهنمایی (ارائه بصری و جذاب اطلاعات) و گزیدهنویسی (نوشتن متون آموزشی و تفسیری بهطور مختصر و مفید) به روایتگری مؤثر کمک میکنند. درنهایت، کسب درآمد و توجه به جنبههای اقتصادی تفسیر نیز از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا این امر به پایداری مالی و تأمین منابع لازم برای فعالیتها و پروژههای آتی کمک میکند.
این مؤلفهها در مجموع در هفت دسته کلی «محتوا»، «مفسر»، «مکان»، «اصول»، «شیوه»، «ابزار» و «مخاطب» خلاصه میشوند و میتوانند به استقرار نظام مؤثر تفسیر میراث در ژئوپارکهای ایران کمک کنند.
نتیجهگیری
ارائه آموزشهای غیررسمی به بازدیدکنندگان ژئوپارکها نهتنها به افزایش مسئولیتپذیری جامعه کمک میکند، بلکه نقش کلیدی در توسعه گردشگری پایدار در این مناطق دارد. با این حال، تبدیل ژئوپارکها به نهادهایی فعال و پویا که قادر به ارائه آموزشهای مؤثر و جذابی باشند، به آسانی محقق نمیشود. در این راستا، مدیریت ژئوپارکها و نهادهای بالادستی باید با تعاملی مؤثر با متخصصان و دانشگاهها، به دنبال استفاده از دانش بهروز باشند.
یکی از اقدامات کلیدی در این راستا تأسیس مراکز تفسیر است. تأسیس مرکز تفسیر در هر ژئوسایت یا خوشهای از ژئوسایتها به ترویج میراث طبیعی و فرهنگی و جذب بازدیدکنندگان کمک میکند. این مراکز باید به تفسیر میراث زمینشناسی و فرهنگی بپردازند و به نیازهای آموزشی و تفریحی بازدیدکنندگان پاسخ دهند. همچنین، تعامل با جامعه محلی و جلب مشارکت آنها در برنامههای آموزشی، میتواند به موفقیت این مراکز کمک کند. مدیران ژئوپارکها بهتر است خیرین محلی را به مشارکت دعوت کنند تا به برنامههای تفسیری از پیش تدارک دیده شده بپیوندند و از این طریق، آگاهی مردم محلی و بازدیدکنندگان را بیشتر کنند.
استفاده از افسانهها و داستانهای محلی در برنامههای آموزشی میتواند به جذابیت بیشتر این تجربهها و جلب توجه بازدیدکنندگان کمک کند. این امر نهتنها به حفظ و ترویج فرهنگ محلی کمک میکند، بلکه میتواند سبب افزایش آگاهی عمومی در مورد ویژگیهای منحصربهفرد ژئوپارکها شود. همچنین، انتصاب مدیران متخصص در زمینه تفسیر از میان تحصیلکردگان رشتههای مرتبط، به تقویت و بهبود عملکرد این حوزه کمک خواهد کرد.
پیشنهاد میکنم که ورودیههای جداگانهای برای جذب درآمد اختصاص یابد. همچنین، مفسران مراکز تفسیر با همدیگر و با مفسران سایر ژئوپارکهای ملی و جهانی همکاری داشته باشند. این همکاریها میتواند به تبادل دانش و تجربه منجر شود و سطح کیفیت خدمات را افزایش دهد.
در راستای بهبود تجربه بازدیدکنندگان، توجه به گروههای سنی مختلف و طراحی برنامههای آموزشی ویژه برای کودکان، سالمندان و افراد با نیازهای خاص بسیار حائز اهمیت است. این اقدامات میتوانند به ایجاد محیطی فراگیر و جذاب برای همه بازدیدکنندگان منجر شوند. برای مثال، میتوان برنامههای تفسیری تخصصی برای افراد با معلولیت ذهنی یا جسمی طراحی کرد که به آنها امکان تردد و بهرهمندی از محیط ژئوپارک را بدهد. همچنین، برگزاری برنامههای هنری، نظیر نمایشهای محلی و تئاتر، میتواند به انتقال بهتر پیامهای تفسیری و جذابتر کردن تجربیات گردشگری کمک کند. این برنامهها نهتنها بازدیدکنندگان را سرگرم میکند، بلکه به حفظ و ترویج فرهنگ محلی نیز کمک خواهند کرد.
سرمایهگذاری در زیرساختها و ابزارهای آموزشی، از جمله فناوریهای پیشرفته و بازیهای کامپیوتری مرتبط با محیط زیست، میتواند به ارتقاء تجربه بازدیدکنندگان و بهبود کیفیت آموزشی ژئوپارکها کمک شایانی کند. در نهایت، برای موفقیت، نیاز به همکاری و همفکری میان تمامی ذینفعان است. تنها با همکاری مشترک میتوان به توسعه پایدار و مؤثر گردشگری در ژئوپارکها دست یافت و از این طریق به تقویت هویت فرهنگی و حفظ محیط زیست کمک کرد.