با افزایش جمعیت جهان، شتاب گرفتن توسعه جهانی و افزایش مصرف منابع، تداوم «کار به شیوه معمول» دیگر گزینه پذیرفتنی برای خلق آیندهای پایدار نیست. گرچه آگاهی از ارزش سیستمهای اکولوژیکی و سرمایههای طبیعی برای رفاه انسان امر جدیدی نیست، ولی ارزش قائل شدن برای داراییهای طبیعی هنوز به رفتاری فراگیر در کسبوکار تبدیل نشده است.
شاید در سال ۱۹۷۲ که برای اولین بار، توسعه پایدار موضوعیت پیدا کرد و بعدها در سال ۱۹۸۷ در نشست برانتلند به جهانیان معرفی شد، میتوانستیم بین رفتار پایدار و غیرپایدار، گزینهای رو انتخاب کنیم، ولی اکنون چنین انتخابی وجود ندارد و همگان محکوم به پذیرش اصول پایداری هستیم. در جایگاه یک کسبوکار نیز مجبوریم در مدلهای کاری خود تجدید نظر بنیادینی داشته باشیم.
مدل کسبوکار چگونگی انجام کار و منطق کسبوکار را نشان میدهد. اینکه چگونه ارزش (یا محصولی) را خلق میکنیم، آن ارزش را چگونه به مشتریان منتقل میکنیم و خودمان چگونه کسب منفعت میکنیم. یک مدل کسبوکار از چندین مؤلفه تشکیل شده است از جمله محصول، مشتری، شیوه توزیع، نحوه ارتباط با مشتریان، فعالیتها، منابع و شرکا، ساختار هزینه و منابع درآمدی.
مشاهده میکنیم که این مدل کاملا حول ارزش اقتصادی شکل گرفته و به مؤلفههای پایداری، یعنی جامعه و طبیعت، اهمیت چندانی نمیدهد. در حالیکه میدانیم برای تضمین آیندهای پایدار، باید تغییری اساسی در مؤلفههای محوری مدل کسبوکار روی دهد.
مدلهای کسبوکار پایدار با خلق ارزشی برتر برای مشتریان، مزیت رقابتی برای کسبوکار ایجاد میکنند و به توسعه پایدار نیز کمک میکنند. این مدلها بازتاب تغییرات سازمانی و فرهنگی در شیوههای کار و نوع نگاه به کسبوکار هستند؛ تغییراتی که اساسا به دنبال تحقق آمال توسعه پایدار است. در واقع، میتوان گفت مدل کسبوکار پایدار در تلاش است تا منافع همه گروههای ذینفع را همراستا نماید و در کنار اقتصاد، به اجتماع و محیط زیست نیز توجه کند.
در یک مدل کسبوکار پایدار، طبیعت و جامعه نقش محوری دارند و هرگونه تصمیم یا فعالیت کسبوکاری با در نظر گرفتن وضعیت این دو مؤلفه اتخاذ میشود. یعنی تصمیمی اخلاقی، مسئولانه و پسندیده است که تبعات جبرانناپذیری برای این مؤلفهها نداشته باشد و در صورت وجود تبعات منفی باید راهکار قابل اطمینانی برای جبران لطمات پیشبینی شود. در غیر اینصورت، چنین تصمیمی حتی اگر ارزش اقتصادی قابلتوجهی نیز تولید کند باید از دستورکار خارج شود.
ممکن است سازمانهایی ادعا کنند که مدل کسبوکارشان پایدار است. مثلا از آنجاکه قسمت کوچکی از عایداتشان را تحت عنوان «بودجه مسئولیت اجتماعی» به پروژههای اجتماعی، فرهنگی و محیط زیستی اختصاص میدهند، پس دوستدار محیط و جامعه هستند. ولی این بودجه و اقدامات کوچکمقیاس برای خلق آینده پایدار کفایت نمیکند. در اینجا مؤلفههای پایداری اساسا در حاشیه قرار دارند.
در واقع، این روشها بخشی از استراتژی روابط عمومی شرکتهاست تا مصرفکنندگان به اصطلاح دغدغهمند را به ادامه مصرف مجاب کنند. یعنی به مصرفکننده میگویند شما خیالتان راحت! به مصرف بیرویهتان ادامه دهید، ما جور شما را میکشیم و هزینههای اسراف شما رو به طبیعت تقبل میکنیم. به این شکل خود را نیز تطهیر میکنند. ولی آیا آسفالت کردن یک جاده میتواند آسیبی شدیدی که به محیط زیست وارد شده را جبران کند؟
پیشنهاد میکنیم مقالات زیر را نیز بخوانید:
گردشگری عدالتمحور در چشمانداز پساانسانگرایی
شادکامی: فسلفه، افسانه یا ابزاری برای کنترل تغییرات اجتماعی؟
برای داشتن یک مدل کسبوکار پایدار چه باید کرد؟
برای رفع چالشهای فراروی آینده پایدار به رویکردی کلنگر نیاز داریم که هم ابعاد اقتصادی را دربرگیرد و هم به محیط زیست و اجتماع توجه کند. برای آفرینش چنین آیندهای نیاز به سیستمی با ویژگیهای زیر داریم:
-
- مصرف را به حداقل برساند.
- برای بیشینه کردن منافع اجتماعی و محیط زیستی طراحی شده باشد و فقط به رشد اقتصادی توجه نکند.
- هیچ چیز در آن هدر نرود و همه چیز قابل استفاده مجدد، تعمیر یا بازسازی باشد.
- تأکید آن بر اشتراک و استفاده باشد نه مالکیت محصول.
- تجاربی خوشایند و متعالی را برای همه فراهم کند و قابلیتهای انسان را افزایش دهد.
- مبتنی بر همکاری باشد نه رقابت سرسختانه.
پیادهسازی این سیستم و دستیابی به تغییرات مورد نظر، مستلزم دگرگونی اساسی در تمامی ابعاد مدیریت کسبوکار است. یکی از چالشهای کلیدی در طراحی مدلهای کسبوکار پایدار، یافتن الگویی است که ضمن ایجاد ارزش اقتصادی برای شرکت، منافع اجتماعی و محیط زیتسی را نیز تأمین کند. چنین مدلهایی باید قادر باشند تأثیرات مثبت چشمگیری بر جامعه یا طبیعت بگذارند یا به شکل قابل ملاحظهای اثرات منفی را کاهش دهند.
برای تغییر مدلهای کسبوکار سنتی و حرکت به سوی مدلهای پایدار، کسبوکارها باید ابتدا اطلاعات کافی درباره پایداری و مدلهای کسبوکار کسب کنند. سپس نسبت به پذیرش و پیادهسازی آنها متعهد شوند و در نهایت همه ذینفعان را در اجرای بینقص این مدلها مشارکت دهند. این مدلها باید تلاش کنند تا برای گروههای مختلف ذینفعان منفعت خلق کنند:
-
- خلق ارزش برای مشتریان و شرکت که بیانگر عرضه سنتی محصول یا خدمت به مشتریان است؛
- خلق ارزش برای عموم و شرکت با تبعیت از قوانین و کمینه کردن اثرات محیط زیستی؛
- خلق ارزش برای عموم و مشتریان با تقبل داوطلبانه مسئولیتهای اجتماعی؛
- خلق ارزش برای عموم، مشتریان و شرکت از طریق نوآوری.
مدلهای کسبوکار پایدار و استراتژی
برای خلق مدلهای کسبوکار نوین سه استراتژی تدافعی، سازشکارانه و پیشنگر وجود دارد. راهبردهای تدافعی به سازگاری تدریجی مدلهای کسبوکار اشاره دارند. تمرکز این مدلها بر کاهش ریسک و هزینه است و غالبا تحت تأثیر قوانین و مقررات اتخاذ میشوند. راهبردهای سازشکارانه (بهبود، یکپارچگی) به دنبال تعدیل و اصلاح فرایندهای درونی در راستای توجه به اهداف محیط زیستی و اجتماعی هستند. هدف راهبردهای پیشنگر (یکپارچگی کامل) نیز بازطراحی منطق محوری کسبوکار برای توسعه پایدار است که بیشترین اثرگذاری را دارند.
بهترین استراتژیهای کسبوکاری برای نیل به توسعه پایدار، استراتژیهای تحولگرا هستند. این استراتژیها سه ویژگی کفایت، کارآمدی و استمرار را باید داشته باشند. کفایت به معنای قناعت است! تغییر الگوهای تولید و مصرف از طریق تغییر سبک زندگی. کارآمدی به کاهش آسیبهای محیطی به ازای تولید هر واحد بیشتر اشاره دارد. با استفاده از فناوریهای مناسب، آموزش نیروی کار و پذیرش فرایندهای جدید میتوان اثرات محیطی و مصرف منابع را کاهش داد و رقابتپذیری را تقویت کرد. استمرار یعنی فراتر از کفایت و کارآمدی رفتن. یعنی تغییر کیفی در کل اکوسیستم و همراستایی صنعت با اصول پایداری. برای تحقق کفایت، کارآمدی و انسجام و در نتیجه اجرای موفق استراتژیهای تحولگرایِ پایداری، باید تغییراتی در چهار حوزه زیر صورت بگیرد:
- فناوری: فرایندهای پیشگیری و نوآوری
- سازمان: نظام مدیریتی شرکت، فرایندها و ابزارها
- جامعه: سبک زندگی، رفتار مصرفکننده و الگوهای مصرف
- نهادها: شبکهها، حکمرانی و مشارکت
انواع مدلهای کسبوکار پایدار
بوکن و همکاران در سال ۲۰۱۴ مطالعهای جامع انجام دادند و انواع مدلهای کسبوکار پایدار را شناسایی و دستهبندی کردند. هدف آنها از این دستهبندی ارائه سازوکارها و راهکارهایی برای طراحی مدلهای کسبوکار پایدار بود. این الگوها بهدنبال یافتن مسیرهای جدیدی برای توسعه هستند و بر رویکرد شبکه ارزش یا سیستمی متکی هستند زیرا برای پیادهسازی بهتر آنها، شرکتها باید از اقدامات منفرد و جزیرهای پرهیز کنند و با بازیگران مختلف اکوسیستم کسبوکاری تعامل داشته باشند.
این مدلهای کسبوکاری مبتنی بر تحول در فناوری، سازمان و جامعه شکل میگیرند. دسته فناوری شامل مدلهایی است که مؤلفه نوآوری فنی در آنها غالب است و فرایندهای ساخت یا بازطراحی محصول برایشان در اولویت است. دسته اجتماعی شامل الگوهایی است که در آن مؤلفه اجتماعی ارجحیت دارد مانند نوآوری در عرضه و تغییر رفتار مصرفکننده. دسته سازمانی شامل الگوهایی است که بر مسئولیت سازمان تأکید دارند. در ادامه مدلهای اصلی را به اختصار توضیح میدهیم.
-
- راهکارهای مقیاسپذیر: اتخاذ راهکارهای پایدار در مقیاس بزرگ برای بیشینه کردن منافع اجتماعی و محیط زیستی. بهترین الگو، مدل اعطای مجوز یا حق استفاده است که بدون نیاز به تأمین مالی بنیانگذاران شرکت، سبب بازتولید سریع کالاها و خدمات با سرمایههای محلی میشود. مدلهای مشارکتی مانند مدلهای نظیربهنظیر، تأمین مالی جمعی و نوآوری باز نیز مزایای فراوانی دارند.
-
- کسبوکارهای اجتماعمحور/طبیعتمحور: در اولویت قرار دادن منافع اجتماعی و محیطی به جای بیشینه کردن سود اقتصادی از طریق یکپارچگی کامل شرکت با جوامع محلی. یکی از این نمونهها شرکتهای اجتماعی است. این شرکتها برای تحقق یک رسالت اجتماعی خاص شکل میگیرند. آنها شرکتهای انتفاعی هستند اما کسب سود، انگیزه ثانویهشان است. مدل کسبوکار هیبردی (ترکیبی) که در آن دو کسبوکار با یکدیگر همزیستی دارند از دیگر مدلهای این الگو است: شرکت اول، یک کسبوکار سنتی انتفاعی است اما بخشی از سود خود را برای تأمین مالی فعالیتهای غیرانتفاعی شرکتی دیگر اختصاص میدهد.
-
- کارکرد و استفاده در مقابل مالکیت: ارائه خدمات و تأمین نیازهای مشتریان بدون نیاز به مالکیت محصولات فیزیکی توسط آنها. این الگو، یک سیستم نتیجهمحور مانند خدمات زیراکس است که مشتری به ازای هر کپی پول میدهد. یک مثال دیگر خدمات اشتراک خودرو است.
- ایفای نقش سرپرستی و مراقبتی: مشارکت فعال و پیشنگر با ذینفعان برای حصول اطمینان از سلامت و رفاه آنها در بلندمدت. مراقبت فرادستی یکی از این مدلهای کسبوکار است. ویژگی این مدلهای کسبوکار، دریافت گواهینامههایی است که رفتارهای اخلاقی و پایدار را تشویق و تأیید میکنند. ارزشهایی مانند رفاه کارکنان و دستمزد مناسب، آموزش و معیشت، کمینه کردن استفاده از کودهای شیمیایی و حفاظت از تنوع زیستی برخی از شاخصهای مهم برای دریافت این گواهیهاست. مراقبت فرودستی نیز به سلامت مصرفکننده توجه دارد مثلا استفاده از مواد ارگانیک در تولید، یا کنترل مصرفگرایی.
-
- تشویق و ترغیب قناعت: راهکارهایی که بهطور فعال بهدنبال کاهش مصرف و تولید هستند. شرکتهایی که در مصرف انرژی صرفهجویی میکنند این مدل کسبوکار را به کار میبرند. افزایش عمر محصول از طریق بازطراحی محصول از دیگر روشهاست. بازارِ کالاهای دست دوم نیز بیانگر این الگوست. مدلهای کسبوکار ارزان نیز غالبا تمرکزشان بر تولید محصولات و خدمات برای بازارهایی با درآمدِ کم است. این کسبوکارها، محصولات پیچیده را بازطراحی و ساده میکنند و تنها به کارکرد اصلی و اولیه محصول توجه دارند. یعنی کارکردهای پیچیده را کاهش و عنصر تزئینی را کنار میگذارند و از حداقل ماده و انرژی برای کمینه کردن هزینهها استفاده میکنند.
-
- بیشینه کردن بهرهوری مواد و کارآمدی انرژی: تولید بیشتر با منابع کمتر، تولید مواد زائد کمتر، انتشار گازهای کمتر و ایجاد آلودگی کمتر. ساخت و تولید ناب یکی از این نمونه مدلهاست که بهدنبال کمینه کردن مواد زائد در فرایندهای تولید است. در اینجا زائدات معنای وسیعی دارد. هدف، رسیدن به حداکثر بهرهوری است. سرمایهباوری طبیعی یکی دیگر از این مدلهاست که تمرکز آن بر پایداری و نیاز به تحول بنیادی در کارآیی انرژی و بهرهوری مواد است؛ این تفکر بهبودهای تدریجی را کافی نمیداند.
-
- خلق ارزش از مواد زائد: منظور تبدیل مواد زائد در سایر فرایندهای تولیدی به دادههای ارزشمند و مفید است. همزیستی صنعتی از جمله این مدل کسبوکارهاست. در این مدل خروجیهای زائد یک فرایند به بازخورد فرایند دیگری در خط تولید تبدیل میشود. مدلهای کسبوکار حلقه بسته از دیگر مدلهاست که در آن از محصولات و فرایندهای کسبوکاری که پسماند مصرف محصول دیگری هستند برای خلق ارزشی جدید استفاده میکنند. از گهواره به گهواره مدل دیگری است و بر این اساس شکل گرفته که همه مواد زائد از دسترفته در فرایند تولید یا بعد از مصرف را نمیتوان بازگرداند. از این رو باید کاری کرد که این مواد برای طبیعت مضر نباشند و برعکس حتی برای طبیعت مفید باشند.
-
- بهکارگیری فرایندهای تجدیدپذیر و طبیعی: کاهش اثرات محیط زیستی و افزایش انعطاف کسبوکاری با توجه به محدودیت منابع و محدودیت رشد. استفاده از مواد و فرایندهای تولیدی سازگار با محیط مانند جایگزینی رنگهای شیمیایی با رنگهای طبیعی.
1 دیدگاه در “مدلهای کسبوکار پایدار: راهی برای نجات بشریت”
Love it! Thanks a lot!