همیشه از خواندن تحلیلهای جیم بوچر درباره گردشگری و فرهنگ لذت بردهام. بنابراین، بیصبرانه منتظر خواندن مقاله او با عنوان «در دفاع از سفرهای لوکس» بودم. او در این مقاله، از تجملگرایی در گردشگری در برابر انتقادهایی چون «طمعورزی، آسیب به محیط زیست و انحطاط فرهنگی» دفاع میکند.
جیم میگوید بهجای تحقیر افرادی که میخواهند از یک سفر دریایی لوکس لذت ببرند، بهتر است دوباره به مفهوم تجمل فکر کنیم. او اشاره میکند که تجمل، امری نسبی و وابسته به شرایط است؛ چیزهایی که تا همین چند سال پیش لوکس به شمار میآمدند، مثل تلفن همراه یا تلویزیون رنگی، امروزه به کالاهای روزمره و حتی ضروری تبدیل شدهاند. از همین رو، جیم پیشنهاد میکند که به جای محدود کردن تجمل به عدهای خاص، به سمت فراهم کردن «تجمل برای همه» گام برداریم.
در یکی از آن تصادفهای جالب و غیرمنتظره که گاهی برایمان پیش میآید، یک روز پس از خواندن مقاله جیم به کتابی به نام «تجمل برای همه» در یک کتابفروشی در آمستردام برخوردم. این کتاب توسعه خانههای پلکانی با کیفیت بالا در مناطق مختلف را بررسی کرده بود، از جمله پروژه «آفتابگیرها برای همه» در La Grande Motte در جنوب فرانسه. این ایده مدلی نوآورانه از مسکن شهری است که به نحوی هوشمندانه فضای زندگی سبز و مدرنی را برای همه فراهم میکند و نشاندهنده آیندهای است که در آن همه به محصولات تجملی سبز دسترسی دارند.
لا گراند موت، نمونهای کلاسیک از دموکراتیزه شدن (عمومیشدن) تعطیلات است که جیم بوچر با تمام قدرت از آن دفاع میکند. زمانی، سفر لوکس مختص طبقات بالای جامعه بود، اما حالا از طریق گسترش صنعت گردشگری، میلیونها نفر به آن دسترسی پیدا کردهاند. البته، با رشد گردشگری، تأثیرات منفی محیط زیستی و فرهنگی آن بر جوامع میزبان افزایش یافته است و کنترل این پیامدها ضروری است. اما اصل ماجرا این است که مفهوم «تجمل روزمره» به ابعاد مختلف مصرف، از جمله سفر، نفوذ کرده است. در نتیجۀ رشد بازارهای مصرف و اقتصاد تجربه، مفهوم تجمل از تولیدکننده به سمت مصرفکننده تغییر جهت داده است. امروز، استفاده از این تجملات با سرعتی سرسامآور در حال رشد است زیرا مصرفکنندگان کشورهای ثروتمند، آنها را بهصرفه و در عین حال ضروری میدانند. کافی است به تعداد روزافزون سالنهای ناخن، مراکز ماساژ و کافیشاپهای لوکس در شهرهای بزرگ نگاهی بیندازید. این تغییرات به ما نشان میدهد که تجمل در حال همهگیری است و مصرف روزمره ما را تحتتأثیر قرار داده است.
امروزه، مفهوم تجمل دیگر به محصولات لوکس یا طراحیهای فاخر و شیک محدود نمیشود؛ بلکه شامل تجربههایی است که حس متفاوتی به ما میدهند و از معانی و ارزشهای ویژهای برخوردارند. در همکاری با Wendy Morrill، پژوهشی برای کنفدراسیون سفر جوانان WYSE انجام دادیم و دریافتیم که جوانان به گونههای جدیدی از تجمل، مانند شرکت در کنسرتها، امتحان کردن غذاهای خاص و ارتقاء بلیت هواپیما، علاقهمندند. یافتههای حاصل از این پژوهش نشان میدهد که هزینهکردن برای این تجربهها در میان جوانان بسیار رایج شده است. آنچه این موضوع را جالبتر میسازد، توانایی آنها در ترکیب مصرف تجملی با مصرف پایدار در یک سفر است. به عبارت دیگر، جوانان نهتنها به دنبال لذت بردن از تجربههای لوکس هستند، بلکه در عین حال سعی میکنند تا به شیوهای مسئولانهتر و سازگار با محیط زیست سفر کنند. برای بسیاری از این جوانان، امکان تجربۀ تجمل، میزان رضایت از سفر را به شدت افزایش میدهد.
همانطور که مجله فوربز اشاره میکند، مفهوم تجمل به سوی ارزشها و منابع کمیابتر مانند زمان تغییر جهت داده است. در دنیای پرشتاب امروزی، مفهوم «زمان باکیفیت» یا داشتن زمانی برای خودمان و اختصاص دادن آن به فعالیتها یا کسانی که دوست داریم، تجمل واقعی به حساب میآید. این رویکرد جدید به ما این امکان را میدهد که مفهوم تجمل را از پول جدا کرده و به این فکر کنیم که آیا میتوانیم این تجمل را برای همه فراهم کنیم؟ تجمل در اینجا، نه یک محصول بلکه یک رویکرد است که با اتکا بر آن میتوانیم کیفیت زندگی خود و دیگران را بهبود بخشیم.
این نگاه به تجمل میتواند به طراحی هم راه یابد، بهطوریکه تجربهها و محصولاتی که زمانی تنها در دسترس معدودی از افراد بودند، اکنون برای همگان قابل دسترسی باشند. بهعنوان مثال، IKEA این رویکرد را در محصولاتش به کار برده و توانسته آنها را به نمایشگاههای طراحی و هفته طراحی میلان بیاورد. طراحی هوشمندانه به ما اجازه میدهد که حتی برای مردم کشورهای فقیرتر نیز خانههای «لوکس» بسازیم. طراحی خوب باید طول عمر محصولات را نیز افزایش دهد تا به پایداری بیشتری برسیم. آبمیوهگیری Alessi من نمونهای از این اقدام است؛ محصولی انبوه که در همکاری با Philips تولید شد، پس از ۳۰ سال همچنان بهخوبی کار میکند.
شما میتوانید «مصاحبه خواندنی با نویسنده این مطلب، پروفسور گرگ ریچاردز» را نیز بخوانید.